در سرزمين تبوک(تفسير سوره توبه) - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢٢٨ - پاسخ قرآن به اعتراض منافقان
١. به سان طبيبى روانى، برنامه تربيتى خاصى در اختيار آنها مى گذارد و آن، همان حالت رضا به داده خداست و اين بزرگ ترين كمالى است كه انسان در دوره زندگى خود مى تواند به دست آورد و زير سايه همين صفت كمال، بسيارى از افكار شيطانى را مى تواند از خود دور كند. چنين فردى هرگز چشم به مال ديگرى نمى دوزد، فكر غارت و چپاول و دست برد در مغز او راه نمى يابد; زيرا راضى به تقدير الهى است وجمله (وَلَوْ أَنَّهُمْ رَضُوا ما آتاهُمُ اللّهُ). تا آخر، اشاره به اين مطلب است.
٢. اعلام مى دارد كه پيامبر از تشريع الهى پيروى مى كند و اختيارى از خود ندارد و در تقنين الهى فقط زكات در هشت مورد مصرف مى شود و حزب ثروتمند منافق، در هيچ كدام داخل نيست.
در پايان چند نكته اى را تذكر مى دهيم:
١. «لمز» در لغت به معناى خرده گيرى است، خواه در حضور و خواه در پشت سر، ولى «همز» خرده گيرى در غياب را گويند.
٢. ماده «رغب» هرگاه با حرف «الى» و يا «فى» و يا بدون آنها به كار رود مقصود از آن ميل و توجه و شوق است و هرگاه با حرف «عن» استعمال شود، به معناى اعراض خواهد بود; مانند:
(وَمَنْ يَرْغَبُ عَنْ مِلَّةِ إِبْراهيمَ إِلاّ مَنْ سَفِهَ نَفْسَهُ).
«از طريقه ابراهيم اعراض نمى كند مگر كسى تن به خوارى و ذلت دهد».
و در آيه مورد بحث مقصود از (إِلَى اللّهِ راغِبُون) مقصود همان معناى اوّلى است.
٣. در قرآن فقط در همين آيه، لفظ «مسكين و فقير» با هم آورده شده است و دانشمندان درباره فرق اين دو لفظ، گفتگوهاى فراوانى دارند كه بيشتر آنها متكى به