در سرزمين تبوک(تفسير سوره توبه) - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٦١ - متن قرارداد صلح حديبيه
با اين همه، قريش تصميم گرفتند كه از ورود مسلمانان به مكه جلوگيرى كنند; از اين رو، سواران قريش از مكه بيرون آمده و در «ذى طوى» فرود آمدند، تا راه را بر مسلمانان ببندند، در اين موقع قافله پيامبر اكرم نيز در «عسفان» (دهكده اى در ده منزلى مكه) به منظور استراحت توقف كرده بود. پيامبر در «عسفان» از تصميم قريش پرسيد مردى از بنى كعب پاسخ داد و گفت: آنان از عزيمت تو سخت عصبانى هستند و به هر قيمتى تمام شود از ورود تو به مكه جلوگيرى خواهند نمود و همين الآن سواران آنان به فرماندهى خالد بن وليد و عكرمة بن ابى جهل در «ذى طوى» فرود آمدند.
با اين ترتيب پيامبر تصميم گرفت روش صلح و مسالمت را، هر طور شده، پيش گيرد. آن گاه به كمك راهنمايى، از راه هاى سختى كه از ميان دره هاى صعب العبور مى گذشت عبور كرده و در نزديكى مكه به حديبيه رسيد. در اين موقع شتر رسول خدا همان جا خوابيد، پيامبر فرمود: «خداوند اين شتر را از ورود به مكه بازداشت، اگر مردم قريش از در مسالمت وارد شوند من خواهم پذيرفت».
متن قرارداد صلح حديبيه
نمايندگان قريش با پيامبر تماس گرفتند، آگاه شدند كه پيشواى مسلمانان نظر پيكار ندارد، امّا قريش گفتار نمايندگان خود را نپذيرفتند و سرانجام به سهيل بن عمرو مأموريت دادند كه پيش محمد (صلى الله عليه وآله وسلم)برود و از او بخواهد كه امسال از راهى كه آمده است باز گردد; زيرا ما نمى خواهيم قبايل عرب بگويند محمد به زور وارد مكه شد. سهيل همان طور كه «قريش» مى خواستند قرارداد صلح را بست و ضمناً مطلب ديگرى را نيز بر مسلمانان تحميل نمود و آن اين كه اگر كسى از قريش به مسلمانان بپيوندد بايد محمد او را بازگرداند و اگر كسى از مسلمانان پيش قريش آمد نبايد او را