در سرزمين تبوک(تفسير سوره توبه) - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢٩١ - ٦ گروهى كه نيك و بد را به هم آميخته اند
مشروح اين قسمت را در تفسير آيه ١٠٦ همين سوره خواهيد خواند.
آيات مورد بحث،ياران پيامبر و صحابه او را به قيافه هاى گوناگون معرفى مى كند و همگى حاكى از آن است كه در ميان آنان، صالح و طالح، مسلمان و كافر، مؤمن و منافق، نيكوكار و بدكار و... وجود داشته است، با وجود اين چگونه مى توان، همه صحابه پيامبر را عادل و دادگر و پاك دانست؟
برخى با آيه (السَّابِقُونَ الأَوَّلُونَ مِنَ الْمُهاجِرينَ وَالأَنْصارِ) ، بر عدالت صحابه پيامبر و خوبى و پاكى آنان استدلال مى كنند، در صورتى كه اين آيه، يك دسته از آنان را مى ستايد و خدا را از آنان خشنود معرفى مى كند، نه همه دسته ها و گروه هاى آنان را و آيات ديگر، از قيافه هاى خشن و نفاق زاى گروه هاى ديگر گزارش مى دهند.
حتى آيه (السّابِقُون...) نيز، گواه بر آن نيست كه همه اين گروه تا لحظه مرگ مورد رضايت خدا بوده اند; زيرا افرادى از اين گروه، بعداً راه ارتداد و يا معصيت را پيش گرفته اند، كه به تعدادى از آنها ذيلاً اشاره مى كنيم:
١. عبداللّه بن سعد بن ابى سرج. وى برادر رضاعى عثمان و از مهاجران مكه بود و از نويسندگان وحى به شمار مى رفت. بعد مرتد شد و از مدينه به مكه گريخت و مدعى شد كه من نيز مى توانم قرآنى نظير قرآن محمّد(صلى الله عليه وآله وسلم) بياروم. قرآن درباره او چنين يادآور مى شود:(وَمَنْ قَالَ سَأُنْزِلُ مِثْلَ مَاأَنْزَلَ اللّهُ): «گفت:به زودى قرآنى مانند قرآن محمّد(صلى الله عليه وآله وسلم) نازل خواهم كرد»،و بيامبر اكرم در روز فتح مكه خون چند نفر را مباح كرد. يكى از آنها همان شخص بود. آن گاه به خاطر شفاعت عثمان، توبه او را پذيرفت و بار ديگر در عداد مسلمانان قرار گرفت.
٢. حاطب بن ابى بلتعه. او در رديف مبارزان جنگ بدر بود، ولى براى مشركان جاسوسى مى كرده و نامه اى از مدينه به مكيان نوشت و آمادگى پيامبر را براى