گفتمان صهيونيستى - حسینی، سید مرتضی - الصفحة ٩٤
جاى خود را به ديگرى مىدهند، همان گونه كه يهوديان و اعراب موقعيت خود را معاوضه خواهند كرد! اين شعار يك انسجام عالى و وحدت كامل دارد. نه حرف زائدى در آن هست و نه كلمهاى كه در جاى خود قرار نداشته باشد. اين تجلى بارز اين ديدگاه مبهم و آلى است كه گفتمان جديد تمدنى غرب به آن متصف است. گفتمانى كه به كارگيرى شكلهاى زيبا و از لحاظ لفظى منسجم را ترجيح مىدهد به طورى كه اين صيغه مبنا و اساس اين گفتمان مىشود و مانند «شمايل» به امر ديگرى مبتنى نيست. بسا كه فرد در برابر زيبايى عبارت بهتزده شود و فراموش كند كه اين عبارت براى قلع و قمع كردن، و به معناى پنهان كردن اعراب و از بين بردن آنان [وضع شده] است. از ياد مىبرد كه اين عبارت به معناى جدا كردن مجموعهاى بشرى (يهوديان) از سرزمينهايشان و اسكان آنان در ميان يك بافت تمدنى است كه آنان را طرد مىكند. اين عبارت در اعلاميه بالفور با اشاره نمودن به اعراب به عنوان «گروههاى غير يهودى» ترجمهاى سياسى شد. اين شعار خود را در مقولهاى كه «عرب غائب» در گفتمان نژادى صهيونيستى مىناميم نشان داد. ما بر اين باوريم كه ادراك جهان عرب نسبت به فلسطينىها همچنان در چارچوب مقوله «سرزمين بدون ملت» در حركت است و رفتار اعراب كه ممكن است براى ما غير عقلانى باشد بر همين اساس است.
نياز به ذكر اين نكته نيست كه اين شكل بازارى صهيونيستى و آشكار كننده ماهيت حقيقى صهيونيسم، بيانگر گرايش نژادپرستانه و نابودكننده و درنده، به طور كامل در گفتمان صهيونيستى پنهان شده و جاى خود را به شكلهاى پيچيده و جذابتر مانند «حقوق مطلق ملت يهود» داده است. اين عبارت در حقيقت به اين معناست كه حقوق اغيار (اعراب) نسبى و عرضى است. بنابراين مىتوان آن را به حاشيه راند و در نهايت امر از بين برد.
همچنان كه گفتمان صهيونيسم بعد از سال ١٩٦٧ م و پس از اشغال بخش ديگرى از اراضى فلسطين كه از تراكم جمعيتى بالايى برخوردار است، ناچار شد به وجود ملت در اين سرزمين اعتراف كند. لذا به خدعه متوسل شد تا اين شعار قديمى را بر جهان خارج تحميل كند. به همين دليل مفهوم اسرائيلى «تشكيلات خودگردان»، به معناى حقوق فلسطينىها در اداره امورشان مىباشد بدون آنكه هيچ حقى براى آنها در مورد اين سرزمين داشته باشند!