گفتمان صهيونيستى - حسینی، سید مرتضی - الصفحة ١٩٠
در واقع نمىتوان از وفادارى مشخص و مطلق يهودى سخن گفت، چون وفادارى اعضاى گروههاى يهودى براساس تركيبى از تاريخ طبقاتى انسانى و اخلاقى مشخص مىشود. همچنين نمىتوان چگونگى رفتار اعضاى گروههاى يهودى را- به مثابه موجودات بسيط كه مجرد از تاريخ انسانى زندگى مىكنند- از قبل مشخص نمود. تاريخ اعضاى گروههاى يهودى نشان مىدهد ويژگى وفادارى دوگانه يك ويژگى بنيادين و عجين شده با آنان نيست. آنان از زمان هجرت بابلى در بسيارى موارد شيفته وطنى بودند كه در آن زندگى مىكردند؛ به آن تعلق كامل و به آن جوامع پيوستهاند. نيز به ارزشهاى آن جوامع پايبند و آن را كاملًا پذيرفته بودند؛ به طورى كه اولين جماعت يهودى در خارج از فلسطين ظهور كرد و شريعت يهودى را متحول كرد كه عبارت شد از «قانون حكومت همان شريعت است». اين امر نشانگر وفادارى شديد اعضاى اين گروه يهودى به عنوان گروهى بشرى بود به طورى كه اين گروه تنها به قوانين حكومتى كه در سايه آن زندگى مىكند وفادارى دارد. بيشتر اعضاى گروههاى يهودى در طول تاريخ- چون بسيارى ديگر اقليتها و يا گروههاى اكثريت- به اين مفهوم پايبند بودند.
به هر حال احتمال دوگانگى وفادارى آنان به دليل عدم حكومت يا دولت يهودى (كه به آن وفادارى داشته باشند) منتفى است. اعضاى گروههاى يهودى در بافت تمدن غرب از قرون وسطى تا انقلاب فرانسه به يك گروه كاركردى دلال مبدل مىشوند كه در وهله اول به گروه خود و پس از آن به طبقه حاكم حامى اين گروه (كه ضامن بقاى آنان بود) وفادارى داشتند. اين ويژگى اساسى محدود به گروههاى كاركردى يهودى نيست. لذا مىبينيم رفتار چينىها در فيليپين و اعراب در برخى كشورهاى افريقايى و اندونزى از همين الگو پيروى مىكند. به طور كلى تا اواخر قرن ١٨ و ظهور انديشه قومى مفاهيم وطن و وفادارى قومى به آن آشكار و متبلور نبود.
مسأله وفادارى در عصر روشن فكرى در اروپا هنگامى مطرح شد كه يهوديان به دليل خصوصيت و انزواى حقيقى يا ساخته ذهن خودشان به «حكومتى درون حكومت» لقب يافتند.
در اين زمان از اعضاى گروههاى يهودى و نيز تمامى اقليتهاى قومى و دينى خواسته شد تنها به حكومت قومى وفادارى داشته باشند و هر گونه وفادارى ديگرى را كنار بزند. يهوديان بيشترين استقبال را از اين فراخوان نمودند. آنان هر اندازه كه فرصت داشتند، در سطح بالايى