گفتمان صهيونيستى - حسینی، سید مرتضی - الصفحة ١٧١
اختلافات سياسى و احياناً فرهنگى و دينى، آنان را از يكديگر جدا مىساخت. با انتشار گروههاى يهودى، اين اختلافات ديگر سياسى صرف نبود بلكه اختلافاتِ شديد تمدنى- قومى بر آن اضافه گرديد. برخى گروههاى يهودى در بافتهاى تمدنى مختلف وحدت قومى ايجاد كردند، همانند يهوديان ييديشى شرق اروپا و يهوديان ايالات متحده. اما هرگونه وحدت ميان اينهاتنها وحدتى است كه از بافت قومى كه به آن تعلق دارند بهره مىبرند نه از خارج آن.
همچنين اين وحدت از جنبه ديگر به سطح وحدت فراگير جهانى يهود ارتقاء نمىيابد.
اعضاى گروههاى يهودى در تمدن غرب، از دوران قرون وسطى داراى نوعى وحدت بودند.
اين وحدت از راه روابط آنان به عنوان گروههاى كاركردى دلال و تشكيل دهنده نظام شبه اعتبارى جهانى، به دست مىآمد. حفظ اين روابط به نفع آنان بود. هرچند اين وحدت به شكل وحدت قومى ظاهر گرديد اماتنها روابط مالى بود. چون تمامى گروههاى كاركردى يهودى در نهايت امر با جامعه خود مرتبط و در تعامل بوده، هويت خود را نيز از آن مىگرفتند. اما با اين حال صهيونيستها تأكيد مىكنند وحدتى ازلى در يهوديت وجود دارد و سپس از آن نتيجه مىگيرند كه حكومت صهيونيستى در فلسطين امرى منطقى بوده و بلكه حتمى و يقينى است! ٢. طبيعت يهود: «١» «طبيعت» مجموعه ويژگيهاى ثابت يك پديده يا امرى است كه با تغيير مكان يا زمان تغيير نمىكنند. انديشه طبيعت خالص (ثابت) يهودى انديشهاى است كه در پشت مفاهيم، اصطلاحات و الگوهاى تفسيرى متعدد كه در مطالعه گروهها و عقايد گروهى به كار مىرود نهفته است.
اصطلاحاتى چون «تاريخ يهود»، «شخصيت يهودى»، «نبوغ يهودى»، «جنايت يهود»، «نژاد يهود»، «قوميت يهود». وجود اين طبيعت ثابت يهودى را پيش فرض قرار دادهاند. طبيعتى كه از يهوديت يهودى نقطه بنيادى مبنايى براى تفسير رفتار يهودى ايجاد مىكند. اما عناصر غير يهودى مانند: سياق تمدنى بشرى كه در آن اعضاى گروههاى يهودى وجود دارند، حركتهاى جوامعى كه درآن عضو مىباشند و تعامل آنان يا اعضاى اكثريت جامعه، عناصرى عَرَضى و