گفتمان صهيونيستى - حسینی، سید مرتضی - الصفحة ٢٩٦
اصطلاح «تروريسم» زاييده پندار صهيونيستى و آمريكايى است كه وجود صهيونيسم را اشغال نمىداند بلكه آن را مشروع تلقى نموده، معتقدند كه اعراب اگر عاقل باشند بايد آن را بپذيرند و اگر در برابر آن مقاومت كردند به عمل تروريستى غير عقلانى و نامشروع دست زدهاند! صهيونيستها يا آمريكايىها مشروعيت وجود اسرائيل در فلسطين را تنها از طريق قدرت نظامى نمىدانند. براى آن علل تاريخى و فرهنگى برساختهاند.
براى پاسخ به اين ياوه گويىها بايد تأكيد كنيم اقدام فلسطينىها مقاومت است و پديده صهيونيسم، پديدهاى يهودى نبوده بلكه پديدهاى استعمارى و اشغالگر است. مقاومت اعراب در برابر آن، مقاومت ملل مغلوب در برابر شهرك نشينان مهاجم است. ديدگاه استعمارى صهيونيستى و به طور كلى ديگر ديدگاههاى استعمارى تلاش مىكنند تاريخ سرزمينى را كه شهرك نشينان غصب كردهاند انكار نمايد. لذا فلسطين- به اعتقاد آنان- سرزمين بدون ملت است.
اما اين ديدگاه نژاد پرستانه در مواردى نادر از توجيههاى ابلهانه صهيونيستى خارج مىشود و صهيونيستها درك مىكنند اين سرزمين صاحب دارد و آنان اين سرزمين را از صاحبانش غصب نمودهاند و آنان نيز در برابر اشغال سرزمين خود سكوت نخواهد كرد. در ژوئيه ١٩٣٦ م. موشه شاريت در سخنرانى خود در برابر كميته سياسى حزب «ماباى»، انقلاب عربى را انقلاب مردم معرفى نمود كه منافع به حق قومى آن را ديكته مىكند. وى مىافزايد «فلسطينىها» احساس مىكنند بخشى از امت عربىاند كه شامل عراق، حجاز و يمن مىباشد.
پس فلسطين براى آنان يك بخش مستقلى است كه چهره عربى دارد و اين چهره در حال تغيير است. پس، از نگاه آنان حيفا منطقهاى عربى بوده كه آن را يهودى نمودهاند. شاريت تأكيد مىكند واكنش فلسطينى چيزى جز مقاومت نخواهد بود. در ٢٨ سپتامبر همين سال شاريت با تشخيصِ صحيح جنبش عربى، آن را انقلاب و مقاومتى قومى دانست و رهبرى جديد آن را متفاوت از رهبرىهاى پيشين معرفى نمود. همچنين وى به وجود عناصر جديد در جنبش مقاومت پى برد يعنى مشاركت مسيحيان عرب حتى زنان مسيحى در جنبش مقاومت، و نيز همراهى فرهيختگان عرب با اين جنبش را مشاهده نمود و تبيين كرد از مهمترين انگيزههاى اين انقلاب تمايل به نجات صبغه عربى فلسطين است نه صرفاً مخالفت با يهوديان.