گفتمان صهيونيستى - حسینی، سید مرتضی - الصفحة ١٠٣
مصر به آنجا مىآمدند و در آن قربانى مىكردند. با وجود اينكه اقليتى از يهوديان مصر موضع مخالف اتخاذ كردند، اما برخى فقهاى يهود اهتمام خاصى به آن نشان دادند و شعائر آن را فراگرفتند. اين امر به معناى اعتراف ضمنى به آن بود. اما نظر رايج حاخامها بر نپذيرفتن اين هيكل بود، چرا كه رقابتى براى عبادت قربانى ايجاد مىكرد. روميان در سال ٧٣ ميلادى بعد از شورشى كه يهوديان مصر انجام دادند اين هيكل را بستند (دو سال پس از بسته شدن هيكل فلسطين).
هيكل اونياس متعلق به يك الگوى معمارى عام و شاملتر مىباشد كه عبارت است از الگوى «هيكل/ قلعه». اين يك الگوى معمارى است كه در اكراين (در دوران تحت الحمايگى لهستان در سده هفدهم) در مناطق مرزى ميان لهستان و روسيه رواج يافت. اعضاى اين گروه يهودى در اينگونه معابد به عبادت و فراگيرى شعائر مىپرداختند. اين معابد به طورى طراحى شده بود كه مىتوانست در همين حال به عنوان سپر نظامى و دژ استفاده شود.
نياز به اين نوع هيكل در چارچوب وجود نظام فئوداليسم شهرك نشين لهستانى در اكراين به وجود آمد. اشراف لهستان (شلاختا) برخى اعضاى گروه يهود را براى گرفتن بيشترين سود ممكن از كشاورزان اكراين به كار گرفتند، لذا گروهى يهودى، گروهى كاركردى و وكلاى مالى (ارنداتور) «١» شدند كه در شهرهايى مخصوص وكلاء (شتتل) «٢» زندگى مىكردند كه از نظر زبانى، دينى، اجتماعى و فرهنگى از عموم كشاورزان جدا بودند.
اين گروه از سوى مردم اكراين مورد غضب بودند. (همان وضعى كه امروزه نيز در مورد اعضاى گروههاى كاركردى «٣» به ويژه كارگرى وجود دارد)، لذا نيروهاى نظامى لهستان از آنان در برابر مردم و انقلابهاى احتمالى مردمى محافظت مىكردند. با اين حال اعضاى گروه يهود، آموزش نظامى مىديدند و بايد به تعداد افراد مذكر كه توانايى حمل سلاح داشتند، اسلحه در اختيار مىداشتند. نيز ميزان مشخصى باروت بايد در اختيار مىداشتند (طبق متن صريح پيمانهاى قطعى كه ميان اشراف لهستانى و وكلاى يهودى بسته مىشد).