گفتمان صهيونيستى - حسینی، سید مرتضی - الصفحة ٢٤٩
از وطنهايشان را مطرح مىكنند. اما دسيسه گريان و دشمنان يهود معتقدند چارهاى جز استفاده از خشونت در اين فرايند (اخراج يا ازبين بردن) نيست.
اما صهيونيستها معتقدند جنبش صهيونيسم مىتواند بر فرآيند خروج يهوديان نظارت و به شكل روشمند و سازمان يافته آن را هدايت كند، به طورى كه هيچ توجيهى براى استفاده از خشونت نباشد. بنابراين صهيونيستها به كارگيرى خشونت را به عنوان مكانيسمى براى اخراج يهوديان از سرزمينهايشان نمىپذيرند. مانند آنچه در سال ١٩٥١ م. رخ داد. در آن سال مزدوران اسرائيل به سوى مكانهاى تجمع اعضاى گروه يهودى در عراق بمب پرتاب كردند تا در آنان انگيزه هجرت به حكومت نوپاى صيهونيستى ايجاد كنند. امروزه نيز همين مساله وجود دارد؛ جنبش صهيونيسم با اعمال فشار بر ايالات متحده خواهان بسته شدن درهاى اين كشور به روى يهوديان شوروى است تا ناگزير شوند به اسرائيل مهاجرت كنند.
اعتقاد به «دسيسه گرى» اسرائيل در ميان بسيارى از طرفهاى درگير با اسرائيل انديشهاى پذيرفته شده است، اتفاقاً اسرائيل از اين انديشه بهره بسيار مىبرد، زيرا همين انديشه اسرائيل را قدرتمندتر نشان مىدهد و در ميان مخالفان اسرائيل وحشت ايجاد مىكند. در نهايت اسرائيل را وادار به جنگهايى مىكند كه هرگز وارد نشده است. همچنين دولتهاى مختلف آمريكا ناتوانى خود در كمك به حق اعراب را با افزايش نفوذ صهيونيستى و سلطه يهود بر دستگاه تصميم گيرى آمريكا تفسير مىكنند. اما دولتهاى عربى خذلان و شكست خود را در برابر دشمن صهيونيستى بر اساس افسانهاى تفسير مىكنند كه وى را آرامش مىدهد. در نتيجه هر طرف نزاع تفسيرى مىكند كه اين تفسير براى توجيه وضعيت وى در برابر خويش و ملتش معقول و مقبول مىنمايد.
شايان ذكر است انكار وجود دسيسه نه به معناى انكار وجود طرح ريزى و نقشه كشى است. طرح، يك نقشه يا راهبرد است كه منافع يك حكومت يا مجموعهاى از حكومتها را (به پندار صاحبان حكومتها) نشان مىدهد. اين نقشه در الگوهاى تكرارپذير ظاهر مىشود و روند خاصى دارد كه منطق درونى را آشكار مىكند و مىتوان اين منطق را فهميد و در برابرش ايستاد. پس صاحبان طرح مخالف ما نيز مانند ما انسان هستند. و جنگ ميان ما پيكارى است تا خداوند هر كه او را يارى دهد يارى رساند. اما دسيسه، نقشهاى سرّى است