گفتمان صهيونيستى - حسینی، سید مرتضی - الصفحة ١٩٦
و همگنى و وحدت فرهنگى و قومى داشتهاند. اما با انتشار يهود در نقاط جهان و در جوامع مختلف مانند ديگر اقليتها و انسانها تحت تأثير آن جوامع قرار گرفته، و در تعامل با سنت و تاريخ آنها بودهاند. فرآيند انتشار با هجرت بابلى شروع شد. وليكن با ظهور تمدن هلنى و رم دچار ضعف شد. با تخريب هيكل در سال ٧٠ م به دست تيتوس و نيز كنار گذاشته شدن تقدس قدرت مركزى و هر حكومت مركزى دينى يهودى اين فرآيند كامل شد. در نتيجه اين فرآيند، يهوديان به گروههاى مختلف و پراكنده غير متجانس مبدل شدهاند.
ما به كارگيرى اصطلاح گروههاى يهودى را بر اصطلاح «يهود» ترجيح مىدهيم، چون «يهود» بر انسجام و همگنى و وحدت يهوديان تأكيد مىكند در صورتى كه هيچ همگنى و تجانس وحدتى به چشم نمىخورد! اگر پژوهشگر درصدد بررسى اعضاى گروههاى يهودى قرن دهم و يازدهم ميلادى به عنوان «يهود» باشد، بى ترديد به بررسى عناصر وحدت ميان آنان خواهد پرداخت. هر چند عناصرى مشترك ميان اين گروهها وجود دارد اما از جنبه تفسيرى و در دسته بندى به اهميت عناصر غير مشترك نمىرسد، شايد آرايش تاريخى- جغرافيايى گروههاى يهودى مؤيّد خوبى براى اين نكته باشد. گروههاى يهودى در قرن دهم و يازدهم در تمام نقاط جهان و در چندين بافت تمدنى و سياسى مستقل حضور داشتند و هر گروهى رنگ و بوى اين تمدنها را به خود گرفتهاند. اعضاى گروههاى يهودى در اروپا درون نظام فئودالى حاجب دربار، بازرگان و ربا خوار شدند و حتى اينان موجب بروز مشكل طبقات تجارى و مالى داخلى شدند. اما در برابر، يهوديان جهان اسلام ويژگى كاركردى را به طور جدى نپذيرفتند و در انقلاب تجارى كه در آن عصر روى داد مشاركت جستند. (همان طور كه در دوران طلايى اندلس نيز عيان است) اين دسته از يهوديان از جنبه فرهنگى بخش جدايى ناپذير محيط تمدنى خود شدند. از جنبه ديگر تعدادى از يهوديان فارس (و شايد هند) به دليل نياز فزاينده به منسوجات حرير چين، در اين كشور مستقر شدند. حكومت يهوديان خزر به دليل قدرت يافتن و پيروزى اسلاو در هم ريخته بود. ولى در تأسيس مجارستان مشاركت داشتند. يهوديان فلاشا در اتيوپى بخشى از بافت تمدن افريقا درآمدند؛ قبيله و به عبارتى دولت خود را تشكيل دادند و در جنگهاى قبيلهاى متعددى وارد شدند.