گفتمان صهيونيستى - حسینی، سید مرتضی - الصفحة ٩٠
بر ديگرى چيره كنيم، و سطح تحليل است كه اصطلاح مناسب براى ميزان تعميم دهى و تخصيص دهى را مشخص مىكند.
١٧. ريزكردن برخى اصطلاحات رايج:
پژوهشگر مىتواند برخى اصطلاحات صهيونيستىِ دالّ بر بيش از يك پديده را ريز نمايد.
اصطلاح «اسرائيل» (حكومت صهيونيستى) و «يسرائيل» (عبرانىها به معناى دينى كلمه) و «يسرائيل افرايم» «١» (ملك عبرانى يسرائيل) خرد شوند. همچنين بايد مرزهاى اصطلاحات متداخل مانند «عبرانى»، «يهودى»، «اسرائيلى»، «يسرائيلى» و «صهيونيستى» تبيين گردد.
اصطلاح «دو صهيونيسم» تلاشى است براى ريزكردن اصطلاح «صهيونيسم» كه بر دو پديده يعنى «صهيونيسم شهرك نشين» و «صهيونيسم اسكانى» دلالت دارد. گويا كه هر دو يك پديده واحد مىباشند. به وسيله عمل باز كردن اصطلاح، محقق مىتواند مرزها و تاريخ تحول هر يك از پديدهها را تبيين نمايد. نيز بهتر است از «مسيح رهايى بخش يهود» به «ماشيح «٢»» (كه واژه عبرى است) ياد كنيم تا فاصله موجود ميان ميراث دينى يهود و ميراث دينى مسيحيت حفظ گردد.
١٨. ارائه تعريف بر اساس حوزه دلالتى اصطلاحات:
شيوهاى جديد براى تعريف اصطلاحات ارائه نمودهايم كه آن را «تعريف از راه بررسى حوزه دلالتى مجموعهاى از اصطلاحات متداخل و وابسته به يكديگر» مىنامم. اين شيوهاى است مركب؛ چرا كه پژوهشگر در اين شيوه تمامى تعريفهاى موجود را بررسى مىكند. سپس تلاش مىكند تا قدر مشترك (الگوى نهفته) ميان اصطلاحات را يافته و جدا نمايد. اين قدر مشترك يك تعريف جديد خواهد بود. به دليل تعدد اصطلاحات و تنوع آن (و بلكه در مواردى تناقض ميان آنها) نبايد پژوهشگر به تعريفهاى فرهنگ نامهاى ساده بسنده نمايد؛ بلكه بايد از حوزه واژگان و تعريفها خارج شود تا بتواند به پد گفتمان صهيونيستى ٩٩ ٢. ماسادا:
ص : ٩٥ يدههاى اجتماعى و تاريخى مرتبط گردد.
در نتيجه گستره فرآيند تعريف افزايش مىيابد. اگر تعريف عبارت از يك الگوى نظرى باشد،