گفتمان صهيونيستى - حسینی، سید مرتضی - الصفحة ٢٤٣
متوجه اعضاى گروههاى يهودى شد. اما در فرانسه اين تهمت در سال ١١٧١ م. متوجه گروههاى يهودى در بلوا شد. در طول قرن سيزدهم، پانزده مرتبه اين تهمت به يهوديان وارد شد. از جمله اين موارد «هيو» از شهر «لنكولن» در سال ١٢٥٥ مىباشد كه «چوسر» در داستانهاى «كانتربرى» از آن ياد مىكند. وارد كردن اين تهمت تا نيمه قرن بيستم ادامه يافت. از مشهورترين آن در سال ١٨٤٠ م. در واقعه دمشق و سال ١٩١١ م. در مورد جريان بليز «١» بود ..
واقعه دمشق كه در جهان اسلام رخ داد يك استثناء بود، چرا كه اين پديده تنها منحصر به جهان مسيحيت قرون وسطايى مىباشد.
صهيونيستها به «تهمت خون» به عنوان بزرگترين دليل بر عدم پذيرش يهوديان از سوى جهان غير يهوديان و كشتار آنان مىنگرند. در نتيجه ناگزير بايد وطنى قومى داشته باشند.
وليكن اگر اين وقايع را ما در سياق تاريخى آنان قرار دهيم دلالتى جديد پيدا خواهند نمود و خواهيم توانست رويدادها را ژرف تر درك كنيم.
تهمت خون بعد از تبديل يهوديان در دنياى غرب به گروه كاركردى دلال كه به تجارت و رباخوارى مشغول بودند ظهور كرد. در آن زمان به اسفنجى شبيه بودند كه پول تمامى طبقهها به ويژه طبقات مردمى را به درون مىكشيدند. سپس امپراتور، امير يا حاكم، آنان را به نفع خود مىفشرد. طبيعى است اين مساله از سوى طبقات مردمى قابل فهم نيست. لذا از يهوديان به عنوان گروه كاركردى دلال نه به عنوان يهود يادشد. چون آنان خون مردم را مىمكيدند و براى افكار و وجدان عمومى سخت نبود كه براساس همين ظواهر و امور غير حقيقى قضاوت كنند.
وارد كردن تهمت خون در واقع به معناى اعدام برخى يهوديان از جمله تعداد زيادى رباخوار يهودى بود. ربا خوارى يكى از مهمترين شغلهاى مورد اهتمام يهوديان در بافت تمدن غرب به شمار مىآمد. به عبارت ديگر در بسيارى از موارد بدهىها از بين مىرفت.
يعنى وارد كردن تهمت خون در برخى از ابعاد شبيه سرقت از يك بانك به دست گروهى مردمى بود. اعدام يهوديان به مثابه پيروزى اين عمليات بود. اين عمليات شبيه اعمال «رابين