گفتمان صهيونيستى - حسینی، سید مرتضی - الصفحة ١٠٥
بود. همچنين هيروز در سال ٢٠- ١٩ ق. م براى اينكه دوباره آن را بنا كند، هيكل را تخريب كرد. هيكل طبق نوشتههاى فقهى يهودى در ٩ آگوست خراب شده است. اين روز را روزه مىگيرند. اما برخى اعتقاد دارند كه تخريب هيكل در هفتم يا حتى دهم آگوست رخ داده است. براى پايان دادن به اين تناقض ميان اين نوشتهها، مىگويند كه تخريب هيكل در نهم آگوست شروع شد و در دهم اين ماه پايان يافت. نوشتههاى صهيونيستى كه متأثر از آن نوشتهها مىباشند بر اين باورند كه تخريب هيكل به دست روميان، عامل تفرقه يهوديان شده؛ يعنى يهوديانى كه ملت همگن واحدى را تشكيل مىدادند و مانند ديگر ملل در سرزمين قومى ميهن خود [فلسطين] زندگى مىكردند. هنگامى كه مهاجران رومى آمدند و هيكل آنان را ويران كردند، يهوديان در نقاط جهان به صورت گروههاى اقليت پراكنده شدند. از همين جاست كه سخن از «تفرقه»، «تبعيدگاه»، «دياسپورا» و نيز «بازگشت يهود» به ميان مىآيد.
همچنين اشاره به حكومت صهيونيستى به عنوان «هيكل سوم» نيز از همين مسأله ناشى مىشود.
تمامى اين افسانههاى صهيونيستى را مىتوان با بيان وقايع تاريخى باطل نمود. مشهور است كه پخش شدن يهوديان در بيرون از فلسطين و پراكنده شدن آنان در تمامى نقاط زمين بسيار قبل از زمان ويرانى هيكل و به صورت غير اجبارى رخ داده است. نيز معروف است كه تيتوس هيكل را به تنهايى تخريب نكرد، در كنار وى ارتش يهودى با فرماندهى «اجريباى دوم» قرار داشت و «بيرنكى»- خواهر أجريبا- هم بستر تيتوس بود.
بايد فرق ميان تخريب هيكل و غارت آن را مدّ نظر قرار گيرد. چون هيكل چندين بار قبل از ويرانىاش غارت شده است، به عنوان مثال اين هيكل توسط «شيشنق» فرعون مصر و بار ديگر توسط «يوآش» پادشاه حكومت شمال غارت شده است. برخى خاخامهاى يهودى بر اين باورند كه ويرانى هيكل، عِقاب و مكافات گناهانى بوده كه مرتكب شدند. مسيحىها نيز همين رأى را مىپذيرند، به طورى كه معتقدند بزرگ ترين گناه يهوديان انكار «ماشيح» بودن عيسى بن مريم مىباشد. به سرنگونى هيكل با تعبيرهاى ديگرى چون «تخريب هيكل» نيز اشاره مىشود وليكن ما تعبير «ويرانى هيكل» را به دليل بىطرفى نسبىاش ترجيح مىدهيم.