گفتمان صهيونيستى - حسینی، سید مرتضی - الصفحة ٣٤
تفسير گرايى معتقد است پديده بشرى با پديدههاى طبيعى متفاوت است. وانگهى قانونى كلى كه بر تمامى پديدهها حاكم باشد وجود ندارد. قانون عليت حاكم بر جهان يك عليت متصلب نيست ( «الف» حتماً به «ب» منجر شود) بلكه عليت منعطف است (الف در بيشتر حالتها به «ب» منجر مىشود و در شرايط ديگر به «ج» منجر مىشود.)
به همين دليل، پژوهشگرى كه روش تفسير گفتمان صهيونيستى ٤٤ برخى ويژگىهاى اصطلاحات غربى - صهيونيستى ص : ٤٣ گرايى را دنبال مىكند بايد از بررسى و كنترل جزئيات و دانستهها به خودى خود و همانگونه كه هستند پرهيز كند، و تلاش كند تا مسائل اصلى و حاشيهاى را متمايز نمايد؛ تعامل ميان عوامل را كنترل كند؛ اثرات عوامل بيرونى بر درونى و بالعكس، اثرات طبيعى بر انسانى و انسانى بر طبيعى، ذاتى در عينى و عينى در ذاتى را بررسى كند، و با عقل باز به واقعيت نزديك شود. سپس جزئيات را درون الگوهاى متواتر قرار دهد. پژوهشگر بايد پديدهها را به وسيله قياسهاى قطعى و قياسهاى احتمالى (اگر الف، آنگاه ب، اگر ج، آنگاه د) ببيند. همچنين بايد در برابر انحصار پديدهها در يك بعد مقاومت كند و تلاش در مركب نگرى پديدهها داشته باشد. از ابزارهاى اين مركب نگرى، گونه گون سازى مقولهها و اصطلاحات تحليلى و پرهيز از دوتايىهاى متصلب «١» (منفى/ مثبت، موافق ما/ ضد ما) مىباشد. چون مقولهها ى ديگرى هستند كه شايد تفسيرگرايى بيشترى داشته باشند.
ضرورى است از تعميم بخشىهاى مطلق و الگوهاى ادراكى و قالبهاى آماده كه در فهم عميق پديده سود قابل توجهى ندارند و نقشهاى تفصيلى و در برگيرنده تمامى ابعاد عالم خارج و سودمند در فعاليتهاى روزانه ارائه نمىدهد، اجتناب شود. رد كردن تعميم به معناى رد همه سطوح تعميم نيست؛ چون آنچه مطلوب است رسيدن به سطح تعميم معقول مىباشد كه بتوان واقعيت پيچيده را به واسطه آن مطالعه نمود. حفظ سطح تعميم يا تخصيص با حفظ و ثبت تجربههاى كارگاهى شباهت دارد، در نتيجه پژوهشگر بايد از نوسان داشتن ميانِ قضاياى كاملًا كلى (يهوديان همان مزدوران امپرياليسم اند) و كاملًا خاص (يهوديان موجودات منحصر به فردى هستند؛ نبوع و بزهكارى ويژگى آنهاست؛ يهوديان يا آلهه يا شيطان مىباشند) خوددارى كند.