گفتمان صهيونيستى - حسینی، سید مرتضی - الصفحة ٢٠٨
با اين حال به تمامى آنها به عنوان «ملت يهود» اشاره مىشد و ميان آنان «وحدت» فرض شده بود، اما كسى ميزان درستى اين كلام را محك نمىزد. اما هنگامى كه در ترازوى سنجش قرار گرفت ويژگى زمين شناختى تراكمى آشكار و مسأله «يهودى كيست؟» مطرح شد و ثابت گرديد هويت موسوم به «هويت يهودى» يك مجموعه فراگير همگن نيست. بلكه در واقع تركيبى زمين شناختى و متشكل از عناصرى مستقل ومتعددى است كه در كنار يكديگر بى آنكه ممزوج شده يا حتى تعاملى ميان آنها باشد، همزيستى دارند. آمريكاى لاتين و جوامع ديگر و جبال قفقاز وجود اين خاصيت زمين شناختى تراكمى در هويتهاى يهودى را به طور آشكار نشان داده است.
بنابراين بايد يك الگوى تفسيرى با تعميم كمترى ارائه كرد تا بتواند متغيرهاى تاريخى، فرهنگى و دينى را كه بر اين هويت وارد شده و آن را به هويتهاى متفاوت مبدل ساخته، توصيف كند. لذا ما عبارت «هويتهاى يهودى» (همانگونه كه از «اعضاى گروههاى يهودى» سخن مىگوييم) را به صورت جمع كار مىبريم. اين اصطلاح يك الگوى تركيبى و تفسيرپذيرتر را در مورد واقعيت اعضاى گروههاى يهودى معرفى كند كه بر استقلال نسبى حاكم بر محيط آنان تأكيد مىكند، اما در همين حال آنان را متعلق به تاريخ جهان يهودى يا يك جوهره ثابت يهودى نمىداند، بلكه آنان را تنها به جوامع خود منتسب مىكند. بنابراين تلاش مىكنيم به جاى بازگشت به تاريخ موسوم به «يهودى» يا كتب مقدس و يا شبه مقدس يهود و يا پروتكلهاى دانشوران صهيون، با بازگشت به بافتهاى متفاوت تمدنى و تاريخى كه اعضاى گروههاى يهودى به آنها متعلقاند و با آن تعامل و تأثير و تأثر داشتهاند (هر چند اثرپذيرى آنان چون هر اقليت ديگرى از اثرگذاريشان بسيار بيشتر بوده) اين هويتها را درك كنيم. پس هويتهاى بابلى يهودى، فارسى يهودى، آمريكايى يهودى و نيز عربى يهودى وجود دارند.
اما الگوى تفسيرى ما در ساخت اين هويتهااز جنبه يهودى غافل نيست، لذا دين يهود (با ويژگى زمين شناختى تراكمى) در هويتهاى يهودى عنصر اصلى به شمار مىرود. همچنين نگاه دينى از جنبه حياتى و مهمى برخوردار است. نهايت كارى كه ما انجامدهيم اين است كه به طور تجريدى به يهود نگاه نمىكنيم، بلكه آن را در تعامل با ديگر ابعاد تمدنى مىبينيم و نيز معتقديم كه يهودى محوريت تفسيرى ندارد. لذا از هويت عام و مطلق «يهودى» سخن نگفته و از