گفتمان صهيونيستى - حسینی، سید مرتضی - الصفحة ٢٥٦
ابراز پشيمانى از آنچه آلمانىها و ديگران انجام دادند، ممكن است به خودى خود امرى پسنديده باشد (چون جبران خساراتِ گروهى از قربانيان تمدن غرب مىباشد)، اما هنگامى كه شهروند عرب و مسلمان مىبيند غرب از دهه پنجاه تا نيمه دهه نود، در الجزاير، ويتنام، بوسنى و چچن سلسله كشتارهايى را مرتكب شد و بيشتر آنها در جهان اسلام بود اما در برابر آن سكوت اختيار مىشود و هيچ كس از جبران خسارات، معذرت خواهى، يا حتى پشتيبانى سخن نمىگويد! و در برابر رسانههاى غربى بر هولوكاست تأكيد زيادى دارند، اين امرِ پسنديده، ترديد بر انگيز مىشود. همچنين فهم ادعاى غرب به اين كه «فلسطين در خاور عربى، خسارت ظلم وارد آمده به يهوديان در آلمان را پرداخت نمود»، مشكل است.
تمامى اين پديدهها در دل مردم سؤال برانگيز است و از آنجا كه مردم وقت پژوهش و كنكاش ندارند، پاسخهاى آسانِ يكجانبه نگر پيدا مىشوند. طرح دسيسه يهود، طرحى است كه پر كردن شكاف ميان عقلانيتِ نگاه غرب از غير عقلانى بودن اقدامات غرب، توانايى بالايى دارد. آنچه به ذهن اين افراد خطور نكرده اين است كه عقلانيت غرب و دفاعش از حقوق بشر مطلق نمىباشند و اينكه به عنوان مثال آنان تمايل به حقوق بشر اعراب يا مسلمانان ندارند، اين عقلانيت در راستاى منافع راهبردى غرب مىباشد كه به شيوهاى نه ضرورتاً عقلانى، بلكه براساس مقولههاى مشخص و بر محور غرب مشخص شدهاند كه اكثر آنها نژادپرستانه است.
٥. حكومت صهيونيستى به عنوان تجلى طرح شهرك نشين اشغالگر تأسيس شد. اين حكومت بايد براى رهايى از ساكنان اصلى به شيوههاى خشونت آميزى چون نابود سازى، اخراج و منزوى نمودن متوسل مىشد. اين حكومت خود را حكومت يهودى ناميد و خشونت، يهودى و تروريسم را به يكديگر مرتبط ساخت.
بدتر اينكه اين حكومت ادعاى نمايندگى تمامى يهوديان جهان را در هر نقطهاى كه باشند دارد. لذا به نمايندگى از يهوديان كشورهاى عربى سخن مىگويد و حتى خواستار جبران خسارات وارده به آنان مىباشد! گويا حكومت صهيونيستى شهروند بودن اعضاى گروههاى يهودى در سرزمينهايشان را انكار مىكند و از الگوى ادراكى نژادى حمايت مىكند كه يهودى به جامعه فعلى خود هيچ وابستگى ندارد و تنها از منافع يهودى خويش دفاع مىكند!