گفتمان صهيونيستى - حسینی، سید مرتضی - الصفحة ٢٣٦
در انتساب يهوديان به اين نژاد ترديد دارند. امااين اصطلاح در زبانهاى اروپايى سامىها و يهوديان را به يكديگر مرتبط مىكند و هر دو را متحد مىداند. علت اين امر به جهل پژوهشگران اروپايى قرن نوزدهم نسبت به تمدنهاى شرقى و كامل نبودن شناخت آنان از بافت تمدن سامى و يا نا آگاهى از تنوع انتسابهاى نژادى، قومى و زبانى اعضاى گروههاى يهودى بر مىگردد.
ريشه اين اصطلاح، انديشه نژاد پرستانه در غرب است كه در صدد جدائى شديد ميان تمدنها و نژادها بود. ابتدا ميان زبان آريايىها و سامىها جدائى ايجاد نمود. اين جدائى را ازتست رنان (١٨٢٣- ١٨٩٢ م) رواج داد. سپس سخن از زبانهاى سامى به بحث در مورد روح و نبوغ سامى در برابر روح و نبوغ آريايى- كه اين نيز روح هلنى يا ناشى از آن مىباشد- منتقل شد.
پس از آن انديشه آلى مربوط به ولك يا ملت آلى حاكم شد. بر اين اساس هر امت نبوغ خاص خود را دارد و هر فرد از اين امت ويژگىهاى ازلى دارد كه از طريق وراثت منتقل مىشود. در نهايت سخن از برترى آريايىها بر (نژاد آسيايى نهاده شده در وسط اروپا) يهوديان (ساميان) مطرح شد.
همچنين سخن از خطر روح سامى بر جوامع آريايى مطرح شد. اين اصطلاح از آن زمان رواج يافت و پژوهشگران عرب مانند بسيارى اصطلاحات ديگر آن را ترجمه و وارد ادبيات خود نمودند.
به جاى ترجمه اين اصطلاح ترجيح داديم اصطلاح جديد «يهودستيزى» را توليد كنيم چون دلالت آن دقيق تر است. نيز بر خلاف اصطلاح «انتى سمنتيزم» «١» هيچ دلالت نژاد پرستانه يا نظريههاى اشتباه را در خود ندارد.
اما برخى نويسندگان غرب تمايل به فرق گذاشتن ميان «يهودستيزى» و «سامى ستيزى» دارند.
چون به اعتقاد آنان يهودستيزى تنها دشمنى دينى با عقيده يهوديت است. در نتيجه فرد يهودى مىتواند از دشمنى جامعه با وى رهايى يابد. اما سامى ستيزى خصومت با يهوديان به عنوان يك نژاد است. در نتيجه اين دشمنى لائيك و سكولار است كه پس از آزادسازى يهوديان و افزايش ميانگين الحاق آنان ظهور كرد. اين نوع دشمنى مبتنى بر نظريات خاص نژادى