گفتمان صهيونيستى - حسینی، سید مرتضی - الصفحة ٣٠٩
هدف نهايى و اصلى نيز عبارت است از سلطه كامل بر سرزمين فلسطين به وسيله به كارگيرى قدرت.
ويژگى مرموز بودن گفتمان صهيونيستى در عبارت «خلق حقايق جديد» آشكار شود.
چون صهيونيسم عقيدهاى است كه انديشه اصلى آن (فلسطين ارتس يسرائيل است و وطن قومى يهود) به اخراج اعراب و سلطه بر اراضى آنان و تأسيس حكومت خالص يهودى منجر مىشود. اما به دلائل متعدد عملى، صهيونيستها نتوانستند اهداف خويش را علنى سازند و از روى ناچارى اعلام نمايند كه هرگز طمع توسعه طلبى ندارند، بلكه از حضور اعراب در حكومت صهيونيستى استقبال مىكنند. (گويا اين امر در عمل امكانپذير است). اما آنان مىدانستند هنگامى كه معادلات قدرت تغيير كند و شرايط فراهم شود، مىتوانند براى تحقق اهداف نهان خود (اخراج اعراب، سلطه بر اراضى آنان) حركت كنند و وضعيت موجود را تغيير دهند و براى حمايت از وضعيت جديد مبتنى بر خشونت، حقايق جديدى خلق نمايند و اهداف صهيونيستى اعلام شده را متناسب با وضعيت جديد اصلاح نمايند.
اين چيزى است كه صهيونيستها پس از سال ١٩٦٧ در كرانه باخترى انجام دادند. پيش از اين تاريخ جز افراطيون و ديوانهها هيچ كس از انضمام كرانه باخترى سخن نمىگفت، چون هدف اعلام شده همزيستى مسالمت آميز با اعراب درون مرزهاى ١٩٤٨ م. بود. اما پس از آن كرانه باخترى به اراضى اشغالى پيوست و صهيونيستها شهرك نشينى را گسترش دادند تا حقايق جديدى ايجاد كنند و جهان خارج را با عمل انجام شده تازهاى روبرو سازند. در اين هنگام صلح دوباره تعريف مىشود و عقب نشينى از بخشهايى از كرانه باخترى حداكثر ممكن مىشود.
٩. نفوذ:
هنگامى كه بيانيه نظامى اسرائيل از نفوذ نيروهاى اسرائيلى در مناطق حكومت فلسطينى سخن مىگويد، در واقع به معناى اشغال دوباره اين مناطق و هجوم به انسان و دارائىها و ترور برخى رهبران فلسطينى است.