گفتمان صهيونيستى - حسینی، سید مرتضی - الصفحة ٧٥
مىگيرد. به طورى كه بتواند صداهاى مختلفى توليد كند. از اين رو شاهد وجود صداى چپ ميانهرو، راست افراطى و صداى معتدل مىباشيم. به همه اين صداها اجازه داده مىشود مانند يك گروه اركستر بروز كنند تا هر كس صداى دلخواه خويش را برگزيند (از اين رو به اين شيوه رفتار، «ديپلماسى اركسترى» اطلاق مىشود).
اين طرح فريبكارانه به دلايل زير ادامه يافته است:
الف) تفاهم كامل در مورد طرح جامع و اساسى صهيونيستى و پيمان خاموش صهيونيستى (اين پيمان با اشغال فلسطين و اخراج اهالى آن و شهرك نشينى در آن، به واقعيتى تاريخى برگردانده شد) رها كردن شكافها و مسلح شدن به سكوت يا مشاجره با صداى بلند در مورد اصول- بدون اينكه گروهى، ديگرى را حذف كند- ممكن است.
ب) همه صهيونيستها به خوبى درك مىكنند كه حركت و انگيزههاى آنان استقلال واقعى ندارد و يا حركت مستقل ذاتى نيست. صهيونيسم- همان گونه كه همه مىدانند- در وجود و بقا مرهون تبعيت از غرب (پشتيبانى مالى طرح صهيونيستى) است. در نتيجه اختلاف بر سر چارچوبهاى صهيونيستى اختلاف بر سر امورى فرعى است كه در حركت و روند عملى تأثيرگذار نيست.
ج) صهيونيسم شهركنشين خواستار از بين بردن گروههاى يهودى در جهان (يهوديان دياسپورا) «١» بود، اما براى رشد حمايت سياسى و كمك مالى به حكومت صهيونيستى، باقى ماندن اين دياسپورا به نفع صهيونيسم بود. به همين دليل اين ساختار مرموز تنها چارچوب ممكنى شد كه مىتوان به وسيله آن با تناقض همزيستى داشت و به كار خود ادامه داد.
همچنين اعراب- به استثناى دو انتفاضه اول و الاقصى- در وارد كردن ضربه سهمگين به رژيم صهيونيستى موفقيتى نداشتهاند. اين امر موجب شده تا زمينه مناسبى براى رشد و نموّ اسطورهها در اين سرزمين پديد آيد؛ از جمله صهيونيستها ادعا كنند كه اعراب وجود ندارند.
د) سخن آخر اينكه اين نقشه فريبكارانه بقا يافته است، چون اعراب در شناخت و تمايز