گفتمان صهيونيستى - حسینی، سید مرتضی - الصفحة ٢٦
از تمامى اينها تبيين بعد اخلاقى اين گونه اصطلاحات مىباشد كه اين اصطلاحات در حقيقت توصيفى نبوده، بلكه واژگانى بسيج كننده و موعظهگر هستند.
ما ارزشهاى اخلاقى و نيز ضرورت آن را براى انسان به عنوان انسان ردّ نمىكنيم، بلكه بر اين عقيده ايم كه تفسير بايد در نهايت امر به فعل انسانى با فضيلتى برگردانده شود، به گونهاى كه انسان در طرف آنچه انسانى و اخلاقى مىبيند (معروف) و در برابر آنچه غير انسانى و غير اخلاقى است (منكر) قرار گيرد. اما اين موضع اخلاقى انسان دوستانه و اين امر به معروف و نهى از منكر، ناگزير بايد مسبوق به ادراك و فهمى كامل از طبيعت موضع اخلاقى و تحليل واقعيت با تمام جزئيات و ابعاد آن باشد تا بتوان پيش از هر گونه داورى، آن را درك نمود.
٦. گفتمان عملگرا (پراگماتيسمى):
اگر گفتمان اخلاقى بر «بايدها» تأكيد دارد، گفتمان پراگماتيستى بر خلاف آن مىانديشد.
گفتمان پراگماتيست خود را گفتمان تحليلى برآمده از واقعيت مىپندارد، اين دروغى است بزرگ. چون خاستگاه اين گفتمان نيز عبارت «بايد كه ...» مىباشد، مىگويد: «بايد اعراب اسرائيل را به رسميت بشناسند، چرا كه وجود خارجى دارد، زيرا واقعيت چنين اقتضاكند.».
در اين گفتمان فرض مىشود كه صاحب آن تمامى جنبههاى واقعيت را با دقت تحليل و ارزيابى كرده سپس به اين نتايج رسيده است. در پاسخ مىتوان گفت سرطان نيز امرى است واقعى، ولى اين الزاماً به معناى پذيرش آن نيست. واقع نگرى به معناى پذيرش واقعيت، آنگونه كه هست و تسليم شدن در برابر آن نمىباشد؛ بلكه به معناى چگونگى تعامل با واقعيت است. واقعيت تنها آنچه كه رخ داده نيست، بلكه آنچه كه امكان وقوع دارد نيز واقعيت است. پس واقع نگرى ممكن است مستلزم پذيرفتن وجود اسرائيل باشد وليكن الزاماً اقتضا نمىكند كه آن را قانونى هم بدانيم؛ بلكه انسان واقع نگر، بر اساس تحليل واقعيت، معتقد است بايد با اين غده سرطانى جنگيد و در برابر آن مقاومت كرد. آشكار است كه گفتمان پراگماتيسمى تفسير كننده واقعيت نيست، بلكه تنها آن را مجزا و بلوكه مىكند.
مشاهده مىشود گفتمان غربى كه به موضوع ستيز اعراب و اسرائيل مىپردازد، تنها در