گفتمان صهيونيستى - حسینی، سید مرتضی - الصفحة ٢٣٧
مىباشد كه توجيههاى علمى و اصولى خود را به همراه دارد. همچنين اين نوع خصومت بر پايه وجود ويژگيهاى فرضى منفى براى يهودى قرار گرفته است كه اين ويژگىها جبرى و ثابت و از «نژاد يهود» جدانشدنى انگاشته مىشوند. در اين گونه مطالعات آمارهايى در مورد نقش يهود در تجارت و ربا و تجارت برده «١» و تجارت سفيد پوستان به طور خاص و نيز متوسط مهاجرت آنان ارائه مىشود كه در نهايت نتايج نژادى از آنها گرفته مىشود. در نتيجه اگر يهود ستيزى بيانگر تعصب دينى باشد، بر اساس همين ديدگاه سامى ستيزى نتيجه موضع دنيايى بىروحى است كه بر سود و زيان و بر بررسى «علمى» برخى ويژگىهاى جدايى ناپذير از امر موسوم به «شخصيت يهود» مبتنى است. مناديان اين عقيده، بر اين باورند كه سامى ستيزى در قرن نوزدهم شروع شد، هر چند برخى از آنان معتقدند دشمنى حكومت اسپانيا با يهوديان مارانو «٢» (يهوديانى كه مسيحى شدهاند) خصومتى است كه انگيزه دنيايى داشت. چون اينها بر اساس يكى از نظريهها عملًا مسيحى بودند. اما ملاك «پاكى نژاد» (خون) كه بر اساس آن محاكمه شدند، نه يك معيار دينى، كه معيارى نژادى بود. انگيزه ظلم به آنان تمايل اريستوكراسى حاكميت و يا دست كم تمايل برخى بخشهاى آن به رهايى از طبقه جديد و رو به رشد بورژواز- كه آنها را تهديد مىكرد- بود.
بنابراين يهوديان مارانو از شهرك نشينى در مستعمرههاى پرتغالى و اسپانيا منع شدند تا كمتر فرصت حركت اجتماعى داشته باشد. بدين ترتيب اين جنبش بيانگر رويكرد دنيايى است؛ اما گفتمان دينى تنها دستاويزى براى توجيه اهدافش مىباشد.
از منظر طبقاتى نژادى، يهودى ادغام شده در جامعه خود، بسيار خطرناكتر است. و اين يهودى (بورژواز) ادعاى مسيحى بودن دارد تا فرصت تحرك و رشد اجتماعى بيشترى به دست آورد. لذا هر چند وى مسيحيت را پذيرفته، بايد با او مبارزه كرد.
اين موضع با موضع قديمى يهودستيزى در تناقض است؛ چرا كه كليسا از هر كس كه مسيحى مىشد استقبال مىكرد. به عنوان مثال، اشراف مسيحى لهستان تا قرن هجدهم با خانواههاى تازه نصرانى شده يهودى، ازدواج مىكردند. پيش از آن يعنى در قرن پانزدهم ميلادى همين وضعيت در دو حكومت آراگون و قشتاله حاكم بود.