گفتمان صهيونيستى - حسینی، سید مرتضی - الصفحة ١٢٢
بعد از كنگره اول صهيونيسم (١٨٩٧) در بال، اين اصطلاح تعريفى دوباره يافت و به دعوتى كه سازمان صهيونيسم به آن بشارت مىدهد و تلاشهايى اطلاق گرديد كه در اين راستا صورت مىگيرد. با اين تعريف صهيونيست كسى است كه به برنامه بال ايمان دارد (به خلاف مرحله پيشين يعنى دوستداران صهيون كه نه در لواى امپرياليستى قومى، بلكه با تلاشهاى پراكنده خود در صدد نفوذ در فلسطين بودند).
١٢. بعد از اين مرحله، مدلولهاى واژه آغاز به انشعاب نمود. به دنبال آن «صهيونيسم سياسى» (كه گاه از آن به «صهيونيسم ديپلماسى» ياد مىشود)، «صهيونيسم عملى» و پس از آن «صهيونيسم سازگارى» «١» به وجود آمد. هريك از انواع صهيونيسم رويكردها و اسلوب خود را دارد، هر چند همه در هدف نهايى متحدند. صهيونيسم سازگارى معتقد است ميان هيچكدام از رويكردهاى صهيونيسم دوگانگى و تناقض وجود ندارد، بلكه هر كدام مكمل ديگرى بوده و در نتيجه ايجاد سازگارى ميان آنان آسان مىنمايد.
١٣. در اعلاميه بالفور مفهوم غربى «صهيونيسم» تجلى يافت. (عبارت «نژاد يهودى» حذف گرديد) در اين اعلاميه به اعراب به عنوان «گروههاى غير يهودى» اشاره شد، يعنى يهوديان ملتى شدند بدون سرزمين و فلسطين نيز سرزمينى شد كه ملت ندارد.
١٤. پس از آن «صهيونيسم فرهنگى» و «صهيونيسم دينى» ظهور كرد و به صهيونيسم بعد قومى (دينى و سكولارى) افزود.
١٥. «صهيونيسم دموكراسى»، «صهيونيسم كارگرى»، «صهيونيسم تجديدنظرطلب» و «صهيونيسم راديكال» نيز از ديگر انواع ظهور يافته صهونيسم در مراحل بعدى مىباشند.
١٦. پس از سال ١٩٤٨ «صهيونيسم دياسپورا» پا به عرصه ظهور گذاشت.
١٧. اورى أفنيرى صهيونيسم را به پيوريتنيسم «٢» Puritanism در آمريكا تشبيه كرد.
اين انقلاب يك ايدئولوژى اصولگرا بود كه به ظهور جامعه آمريكا انجاميد و ليكن با مرگ اين ايدئولوژى جامعه امريكا نيز حيات خود را از دست داد. بوعزافرون نويسنده اسرائيلى معتقد است ارتباط اسرائيل با صهيونيسم مانند ارتباط آمريكا با پيوريتانيسم