گفتمان صهيونيستى - حسینی، سید مرتضی - الصفحة ١٩٩
باشد و قدرت تفسير پذيرى بالايى داشته باشد. در اينجا تلاش مىكنيم به معرفى برخى اصطلاحات رايج گفتمان صهيونيستى را به شيوهاى كه ناهمگنى را برجسته مىكند، بپردازيم.
١. عبرى:
قديمى ترين نامى كه بر اعضاى گروههاى يهودى نهاده شد «عبرى» است كه «عبرانى» نيز گفته مىشود و جمع آن «عبرانيون» [عبرانىها] مىباشد. نام ديگرى نيز وجود دارد كه عبارت است از «بنى اسرائيل» يا «جماعت يسرائيل» يا «يسرائيليى». واژه «يهودى» نيز بر همين مفهوم به كار گرفته شده است.
اين واژه معانى و مدلولهاى متعددى دارد. برخى نويسندگان معتقدند اين واژه مترادف كلمه «اپيرو» «١» (كه در مجموعه قوانين مصرى مىآيد) و «خابيرو» «٢» (كه در مجموعه قوانين. اكادى مىآيد) مىباشد. اما برخى ديگر در اين اشتقاق ترديد مىكنند، چرا كه واژه «عبرى» را صفتى مىدانند كه به دليل وجود «ى» بر نسبت دلالت مىكند. در حاليكه «خابيرو» يا «حبيرو» تنها به معناى همراهى و همكارى مىباشد.
براساس برخى نظريههاى ديگر «عبرى» از «عبور» كه در عبارت «عبرالنهر» آمده برگرفته شده: «فهرب هو و كل ما كان له و قام و عبر النهر و جعل وجهه نحو جبل جلعاد» «٣» (سِفر تكوين ٣١/ ٢١) برخى ديگر معتقدند هنگامى كه سامىها مىگويند «عبر النهر» [از رود عبور كرد] به نهر فرات اشاره مىنمايند و به فرار يعقوب از فرات از دست دامادهايش اشاره دارد. برخى پژوهشگران نيز بر اين عقيدهاند كه عبور يعقوب از رود بنيان نام عبرانىهاست و به فردى كه به اين عبور مبادرت ورزيد «يسرائيل» عبرى گويند.
شايد اين نام به يك گروه قبيلهاى و قومى بزرگ دلالت داشته باشد. اين نوع استعمال در رابطه بين اصطلاح «عبرى» و نام «عابر» (نوه سام) (سفر تكوين ٢٥- ٢٤، ١٥/ ١١- ١٦) كه