گفتمان صهيونيستى - حسینی، سید مرتضی - الصفحة ١٥٩
(ايالات متحده، كانادا، استراليا و نيوزلند، آمريكاى لاتين، افريقاى جنوبى و اسرائيل) و به طور مشخص در درون بافت استعمارى شهرك نشين انگلوساكسونى حضور دارند.
ج) جنبش امپرياليسم كه صهيونيسم را به رژيم شهرك نشين تبديل كرد، با وجود ريشههاى غربى خود جنبشى جهانى است كه تمام جهان را عرصه درّندگى و حركت [ظالمانه] خود قرار داده است. جنبش امپرياليسم نه به اين دليل كه سرچشمه آن بشر مىباشد، بلكه بدين جهت كه تمام بشر را يا به استعمارگر و يا استعمار شده تبديل نموده، جهانى است. صهيونيسم از امپرياليسم جهانى غرب صفت جهانى كسب مىكند.
د) ادبيات سياسى غربى صهيونيست و غير صهيونيست، واژه «جهانى» را به معناى «غربى» به كار مىبرد. شايد دليل آن در اين نكته نهفته است كه انسان سفيد قرن نوزدهم در غرب بر اين پندار بود كه مركز جهان و قله بلند آن مىباشد. ديگر تمدنها نيز تمدنهاى عقب ماندهاى هستند كه با تحول در خود در تلاش براى پيوستن به اين تمدن خواهند بود! همچنين مىبينيم هرتصل در نوشتههايش از ضرورت برپايى پروژه صهيونيسم با پشتوانه حقوق بين الملل عمومى سخن مىگويد كه منظور وى از قوانين بين المللى همان حقوق غربى بود. از اين رو براى رعايت دقت بايد از «صهيونيسم غربى» يا تنها «صهيونيسم» سخن بگوييم تامفهوم جنبش غربى به خود بگيرد نه جهانى.
اختلاف درون اجماع:
پس از پذيرش طرح جامع و اساسى (و پيمان خاموش ميان تمدن غرب و سازمان صهيونيسم در مورد يهوديان جهان) توسط تمامى صهيونسيتها و پس از يهودى شدن اين طرح و افزوده شدن چارچوبهاى مختلف به آن- كه همه به منظور بسيجسازى عنصر بشرى مورد هدف بود- در عرصههاى متعددى ميان صهيونيستها اختلاف به وجود آمد. هرچند ممكن است اين اختلافها در وهله اول عميق و شديد به نظر آيند اما در واقع امورى بسيار سطحىاند، چرا كه تمامى اين اختلافات درچارچوب طرح جامع و اساسى صهيونيسم رخ مىدهد. به عقيده ما چند ريشه اصلى براى اين اختلافها وجود دارد كه اهمّ آنها به قرار زير هستند:
١. اختلاف ميان صهيونيستهاى اسكانى و شهرك نشين كه ما آن را «جدل ميان دو صهيونيسم» مىناميم.
٢. اختلاف ميان صهيونيستهاى قومى دينى و قومى لائيك.