گفتمان صهيونيستى - حسینی، سید مرتضی - الصفحة ٣٠٢
نيتها خالص شود و هر دو گروه گذشته را فراموش كرده و صفحه جديدى را رقم بزنند، اين مانع زوال پذير است. لذا مىتوان نزاع عربى- اسرائيلى را به طور مسالمت آميز حل نمود.
گويا اردوگاههاى پناهندگان و نابود سازىهاى صهيونيستى همگى تنها مشكلات روانى هستند! ١٠. انتحارىها:
«انتحارى» انسانى است كه دچار يأس و نااميدى شده و به مرحلهاى رسيده كه در مورد شرايط محيط بر خويش نمىتواند اقدامى بكند و از آن گريزگاهى نمىبيند جز از بين بردن خويش. پس انتحار نمادِ پوچ گرايى است و كافر شدن نسبت به تمامى ارزشها و امكانات.
اين پديده به طور كامل بر سربازان اسرائيلى در جنوب لبنان منطبق است. اين سربازان پس از اينكه عملياتهاى حزب الله بر ضد آنان شدت يافت و نخبگان اسرائيلى نتوانستند پاسخ مناسبى به اين حملات بدهند، و مجبور به عقب نشينى شدند دست به انتحار زدند.
در ميان شدت يافتن عمليات و عقب نشينى، سربازان اسرائيلى فهميدند كه گريزى از اين وضعيت نيست و مرگ برايشان بى معنا شده، لذا قبل از آنكه شهادت طلبان حزب الله آنان را منفجر كنند، خود دست به اين اقدام زدند.
با افزايش ميانگين سكولاريزاسيون و لذت گروى، جهان غرب قادر به فهم شرافت و ارزش شهادت طلبى نيست. به همين دليل آن را تمايلى به پايان دادن به خويشتن (به دليل وجود عقدههاى روانى) مىبيند. حتى يكى از نشريات آمريكايى از آن به «مرگ پرستى» «١» ياد كرد. اما شهادت طلبى كاملًا بر عكس آن است. شهيد انسانى است سرشار از ايمان به خدا و ايمان به آرزو و پر از قدرت براى ايستادگى در برابر دشمن و پايان دادن به ظلم و تغيير وضعيت موجود. او مىميرد تا به شاهدى تبديل شود بر اين حقيقت كه انسان نمىتواند ظلم را بپذيرد.
پس استشهاد تعبيرى است از اعتلاى انسانى و شريف ترين انگيزههاى بشرى، يعنى بيان آمادگى انسان براى فداكارى در راه ارزشهايى كه به آنها ايمان دارد. در مورد شهادت طلب فلسطينى بايد گفت او خود را براى آزادسازى وطن خويش و برقرارى عدالت در آن و به ويژه براى ايستادگى در برابر دشمنِ ددمنشِ مجهز به جديدترين سلاحهاى ويرانگر آمريكايى، فدا مىكند.