گفتمان صهيونيستى - حسینی، سید مرتضی - الصفحة ١٥٦
واحد يعنى فلسطين مىباشد، كه از آن به «ارتس يسرائيل»، «اسرائيل»، «سرزمين موعود»، «سرزمين مقدس» و يا صرف «سرزمين» ياد مىشود. همچنين اين اصطلاح به اين معناست كه سرزمينى كه يهود در آن اقامت دارند همانا تبعيدگاه، سرزمين هجرت، بابل (طبق تلقينهاى اسارت بابلى) يا مصر (طبق تلقينهاى بازگشت و خروج) مىباشد. نيز اين اصطلاح بدين معنى است كه يهوديان در وضعيت پراكندگى و دياسپورا به سر مىبرند و اين حالتى است كه از هنگام ويرانى معبد به دست تيتوس احساس مىشود. با وجود اعتراضهاى رهبرى گروه يهودى انگليس، اين اصطلاح در اعلاميه بالفور آمد و از آن زمان مشروعيت سياسى كسب كرد.
اما اصطلاح «وطن قومى» توان تفسيرى بالايى ندارد، چون بسيارى از وقايع تاريخى آن را تأييد نمىكنند. از نظر تاريخى مسلم است كه شمار يهوديان مقيم در خارج از فلسطين تا پيش از تخريب هيكل از شمار يهوديان درون فلسطين فراتر مىرفت. نيز ترديدى نيست كه بزرگترين هجرت در تاريخهاى گروههاى يهودى كه در اواخر قرن نوزدهم شروع شد به سوى ايالات متحده بود (اگر فلسطين وطن قومى يهودى بود بايد مهاجرت به سمت فلسطين رخ مىداد). و نسبت آنان به مجموع مهاجران يهودى ٨٠% مىرسيد. حتى در ادبيات صهيونيستى به ايالات متحده به عنوان سرزمين تبعيد اشاره نشده، بلكه از آن به عنوان وطن قومى ديگر يهود و نيز به عنوان «سرزمين طلايى» (در ييديشى گلدن مدينا) كه در آن آرزوهاى مادى مهاجران برآورده مىگردد ياد مىشود. مشخص نيست كه آيا ايالات متحده براى يهوديان وطن قومى دوم مىباشد يا وطن قومى اول؟ در گفتمان سياسى اصطلاح «وطن قومى» هميشه به صيغه مفرد مىآيد، چرا كه استفاده آن به شكل تثنيه يا جمع بىمعناست. به هر حال يهوديان ايالات متحده به اين مسأله بدين نحو پايان دادند كه اسرائيل (فلسطين) را از وطن قومى، به زادگاه و وطن اصلى پيشين خود مبدل كردند. اما ايالات متحده وطن قومى فعلى است كه در آن زندگى مىكنند. بدين ترتيب آمريكايىهاى يهودى، آمريكايىهاى يهود شدند مانند آمريكايىهاى عرب يا ايرلندى. اين امر به معناى از بين رفتن افسانه صهيونيسم توسط افسانه هويّت جديد مىباشد. چراكه زادگاه (اسرائيلى) سرزمينى است كه يهودى از آن (و نه به سوى آن) مهاجرت مىكند!!