گفتمان صهيونيستى - حسینی، سید مرتضی - الصفحة ٢٠٣
اين نام مشتق از ريشه سامى قديم «ودى» است مانند «ديه» در عربى، كه به معناى اعتراف، اقرار و پاداش مىباشد. اين ماده معناى اعتراف و اقرار به زيبايى را كسب كرد. «ليئه» همسر يعقوب نام فرزندش را از اين معنا برگرفته است (تكوين ٢٩/ ٣٥). پس واژه «يهوه» به معناى رب و «دى» به معناى شكر مىباشد كه «يهودى» تركيبى از اين دو واژه است.
در ابتدا اين واژه دلالت جغرافيايى تاريخى داشت، چون تنها به ساكنان حكومت جنوب (يهودا) اطلاق مىشد، اما دلالت آن به ويژه بعد از هجرت آشورى و محو ساكنان حكومت شمال (يسرائيل) از صحنه تاريخ و دو سده استمرار حكومت يهودا، گسترش يافت، بدين گونه «يهودى» واژهاى شد كه بر هركس كه در هر زمان و مكانى بدون در نظر گرفتن انتساب نژادى يا جغرافيايى اش يهوديت را بپذيرد، اطلاق گرديد. بنابراين فيلون سكندرى و موسى بن ميمون عرب يهودى مىباشند- اما مسأله به اين سادگى نيست، چون «يهودى» دلالت گستردهاى دارد كه با تفاوت زمان و مكان متفاوت مىشود.
با اينكه در شريعت يهود، يهودى كسى است كه از مادرى يهودى زاده شده و يا يهوديت را پذيرفته، در دين اسلام در هيچ يك از مراحل تاريخ خود اين تعريف نژادى را نپذيرفته و يهودى فقط تعريفى دينى دارد، يعنى كسى يهودى است كه دين يهوديت را مىپذيرد خواه حاخامى، قرائى يا سامرى باشد، يهودى است. ميان اين دو تعريف تفاوتى بنيادى وجود دارد يكى از آنها تعريف عقيدتى صرف و ديگرى نژادى است. در نتيجه مشكل «يهودى كيست؟»، آيا يهودى (يعنى كسى كه يهودى زاده است) خود نيز معتقد است كه يهودى است؟ يا اينكه ما او را بر اساس تعريف اسلامى از يهود، يهودى صدا مىزنيم؟ (يعنى كسى به يهوديت ايمان دارد)، طبيعى است كه مسلمان به تعريف يهودى يا سكولارى از «يهودى» پايبند نيست بلكه تنها به تعريف اسلامى از «يهودى» ملزم است.
در جهان غرب اين واژه تحولات دلالتى متعددى را به خود ديده، در دنياى هلنى و حكومت رم، اين كلمه در اتنوس «١» يعنى قوم يهود بر فرد اطلاق مىشد و عقيده در درجه دوم اهميت قرار داشت. در قرون وسطى تا قرن يازدهم ميلادى اين واژه در غرب به معناى انتساب به