گفتمان صهيونيستى - حسینی، سید مرتضی - الصفحة ١٢٥
اسكان آنان در آنجا باشد، پس سخن گفتن درباره «صهيونيسم دياسپورا» يا «پراكنده» «١» (گروههاى يهودى در جهان) به چه معنا خواهد بود؟ هرچند كه تنها راه حل مشكل يهود همين بوده باشد. شايد همين امر بود كه بوروخوف، انديشمند صهيونيسم كارگرى را وادار به وضع اصطلاح «صهيونيسم سالنها» كرد. اين اصطلاح كه به شدت در ادبيات و تواريخ صهيونيسم غايب است به اين معناست كه صهيونيسم طبقه ميانى (جامعه) است كه به جنبههاى تمدنى، فرهنگى و قومى اهتمام مىورزد. (همان چيزى كه بيدارى يهودى ناميده مىشود.) و اهتمام چندانى به مهاجر نشينى ندارد.
٢٥. در اينجا بايد مسأله مرتبط با حوزه دلالتى را مطرح كنيم. اگر بپذيريم صهيونيست كسى است كه خواستار مهاجرت يهود به فلسطين و اسكان آنها در آنجاست بدون اينكه خودش مهاجرت كند، پس آيا مىتوان اين اصطلاح را به دعوت يهود ستيزانى كه خواستار اخراج يهوديان از سرزمين خود و اسكان آنها در فلسطين مىباشند اطلاق كنيم؟ حتى آيا مىتوان اين اصطلاح را پروژه نازيسم به منظور رهايى از يهوديان بناميم؟ آيا مىتوان از نازىها به عنوان صهيونيست سخن گفت؟ اين همان چيزى است كه آدولف ايخمان به هنگام محاكمهاش انجام داد: او به هنگام محاكمه، خود را صهيونيستى خواند كه تلاش مىكند ذرهاى از سرزمين استوار را زير گامهاى يهوديان درآورد (به اين اعتبار كه يهود ملت بدون سرزمين است؛ اما سرزمين پايدار (فلسطين) سرزمين بدون ملت است).
تعريفهاى مختلف از صهيونيسم كه در بسيارى از مطالعات غربى حتى آن دسته از تعريفهايى كه مدعى بىطرفىاند، به چشم مىخورد، مفاهيمى كاملًا جانبدارانه از صهيونيسم را در خود دارند. پژوهشگران عرب در مواجهه با پديده صهيونيسم در دام ترجمه اصطلاح «Zionism» افتادند. آنان بدون اينكه مفهوم نهانشده در وراى اين اصطلاح را توضيح دهند. آن را «صهيونيه» (صهيونيسم) ترجمه كردند؛ با اينكه ضرورى [و درست آن] بود كه به «جنبش صهيونيستى شهركنشين اشغالگر» برگردانده شود. هنگامى كه پژوهشگران عرب به مطالعه پديده «Settlements» پرداختند، آن را به «مستوطنات» «٢» برگرداندند. در صورتى كه لازم بود