گفتمان صهيونيستى - حسینی، سید مرتضی - الصفحة ٣٠٤
است. صهيونيستها به جاى اينكه به كرانه باخترى اشاره كنند كه وجود اعراب را در حافظهها تداعى مىكند، واژه «يهودا» را براى اشاره به بخش جنوبى كرانه باخترى و «سامره» (شومرون) را براى اشاره به شمال اين منطقه به كار مىبرند.
٣. سرزمين و منطقه:
صهيونيستها از فلسطين اشغالى با عنوان سرزمين ياد مىكنند. اين شكل سكولار شده ارتس يسرائيل است. اصطلاح «سرزمين» به ظاهر اصطلاحى بى طرف و بدون گرايش مىنمايد. اما در واقع اصطلاح «نابود ساز» است، به اين معنا كه وجود فلسطينى را انكار مىكند! اين اصطلاح از «سرزمين بدون ملت» زيركانه تر و بيانگر «سرزمين بدون ملت» و انديشه «عرب غائب» مىباشد.
٤. توسعه طلبى صهيونيستى:
هنگامى كه اين اصطلاح به كار مىرود بايد پرسيد: آيا توسعه طلبى صهيونيستى امرى عرضى و ثانوى است كه مىتوان با وارد كردن فشار از سوى ايالات متحده آن را متوقف كرد و يا امرى ذاتى و زيربنايى است؟
به اعتقاد ما اين ويژگى ذاتى رژيم صهيونيستى است، چون: الف) صهيونيسم در خاك امپرياليسم غرب روييده. امپرياليسمى كه جهان را تنها ماده مىداند كه انسان به آن حمله برده و در جهت منافع خود به كار مىگيرد. اين عملياتِ تهاجم تا بى نهايت ادامه دارد، چون انديشه پيشرفت و اينكه «مهمترين شاخص پيشرفت مصرف گرايى است»، به انسان غربى ياد داده پيشرفت بى نهايت است و مادهاى را كه او مورد هجمه قرار خواهد داد و مصرف خواهد نمود نيز بى كرانه است.
ب) صهيونيسم خود را به عنوان بر پا كننده حكومت ملت يهود مطرح ساخت. يعنى فرايند انتقال ساكنان كه از زير مجموعههاى طرح صهيونيستى اساسى فراگير مىباشد، ممكن است تا انتقال تمامى يهوديان به اين اراضى ادامه يابد. نيز يعنى استمرار آزمندى و حرص نسبت به اين اراضى.
ج) يكى از عناصر مثلث حلول گراى صهيونيستى سرزمين است. حتى برخى رويكردهاى