گفتمان صهيونيستى - حسینی، سید مرتضی - الصفحة ٣٠٨
همان اندازهاى كه پايگاه جغرافيايى توسعه مىيابد، گسترش داد. به همين جهت اشغال اراضى به معناى انضمام عناصر عربىِ غير يهود رو به افزايش خواهد بود و نيز به معناى شكست در ايجاد تراكم جمعيتى يهودى خواهد بود كه به نام آنها توسعه طلبى صورت مىگيرد.
اين امر براى رژيم صهيونيستى «مشكل جمعيتى» ايجاد مىكند و براى صبغه يهودى حكومت صهيونيستى خطرآفرين مىشود. يعنى استعمار صهيونيستى اشغالگرى خود را از دست مىدهد و به استعمارى مبتنى بر تبعيض نژادى (آپارتايد) تبديل مىشود. به عبارت ديگر ميان صبغه اشغالگرى و صبغه توسعه طلبى حكومت صهيونيستى تناقض شديد ايجاد مىشود.
٦. آزادسازى و يك دست سازى قدس:
صهيونيستها اين اصطلاح را براساس اين مفهوم به كار مىبرند كه فلسطين همان ارتس يسرائيل و سرزمين موعود و سرزمين قومى يهود است. بنابراين اشغال قدس «آزادسازى» است و انضمام قدس شرقى عبارت از «يك دست سازى» قدس خواهد بود.
٧. اعلام استقلال اسرائيل:
اين اصطلاح نيز چون اصطلاح قبلى از جانبدارى صهيونيستى ناشى مىشود كه فلسطين را «ارتس يسرائيل» مىداند، لذا اعراب مهاجم و اشغالگر اين سرزمين مىباشند! و هنگامى كه يهوديان از جاى جاى جهان وارد اين سرزمين مىشوند اقدام به «آزادسازى» آن از دست مهاجمان مىنمايند! بنابراين اشغال آن همان اعلام استقلال اسرائيل مىباشد. بر اساس اين مفهوم مىتوان ادعا كرد صهيونيسم، جنبش آزادى بخش ملت يهود است.
٨. آفرينش حقايق جديد (ايجاد حقايق در مورد سرزمين):
اين از عبارات متواتر گفتمان صهيونيستى است. اين عبارت در گفتههاى وايزمن و ژابوتنسكى پيش از سال ١٩٤٨ و در گفتههاى موش دايان پس از جنگ سال ١٩٦٧ آمده است.
خلق حقايق جديد مفهومى اساسى و نهان از انديشه صهيونيستى و به طور كلى انديشه امپرياليستى را ترسيم مىكند، اين انديشه به ارزشهاى اخلاقى اعتقادى ندارد و در چارچوب هيچ مجموعه معرفت شناختى حركت نمىكند. انديشهاى داروينى متصلب و در عين حال پراگماتيسمى انعطاف پذير است. (پراگماتيستى بودن تنها يك ابزار است) اين انديشه عبارت است از تحقق اهداف اصلى به طور تدريجى.
گفتمان صهيونيستى ٣١٧ ٤. صهيونيسم انسانى يا صهيونيسم حداقلى:
ص : ٣١٧