گفتمان صهيونيستى - حسینی، سید مرتضی - الصفحة ٢٧٤
از اهميت آن نيست، بلكه تلاشى جدى براى شناختن ويژگىهاى اصلى اين رژيم غريب (با ويژگىهاى خاص و گاه منحصر به فرد) مىباشد.
٣. الكيان الصهيونى (رژيم صهيونيستى):
اين اصطلاح در گفتمان سياسى عرب براى اشاره به حكومت صهيونيستى به كار مىرود. اين اصطلاح باز بوده و از قدرت تفسير پذيرى بالايى برخوردار است. چ گفتمان صهيونيستى ٢٨٢ ٢. الاعتدال و التطرف(ميانهروى و افراط):
ص : ٢٨٢ ون نمىپذيرد كه آنچه در سرزمين فلسطين بنا شده جامعه يهودى همگن و با حاكميت و حكومتى عادى است؛ بلكه آن را رژيمى مىداند كه هنوز چارچوب و مشخصههاى آن آشكار و معين نيست. يعنى اين اصطلاح بر غرابت ساختارى اين رژيم كه نهال آن در فلسطين اشغالى كاشته شده و بر فلسطين تحميل گشته، تأكيد دارد. چون اين نشاى بى ريشهاست كه مىتوان همچون غبار آن را كنار زد. «١» استعمال واژه «كيان» «٢» مانند «فلسطين اشغالى» و «اجتماع» است كه هيچ گونه دشنام و يا بد نام كردن در آن نيست بلكه تلاشى عميق براى دور شدن از قالبهاى لفظى پيش ساخته است كه در كليات گرفتار مىشود و از پيچيدگى خاص اين پديده غفلت مىكند و از سوى ديگر لحاظ معرفت شناختى پديده صهيونيسم را عادى مىسازد. استعمال اين اصطلاحات نه به اين معناست كه «رژيم صهيونيستى» از نظر قدرت، ظلم و يا چهره نظامى نسبت به «حكومت صهيونيستى» از وضعيت نامطلوبترى برخوردار است. چون گروههاى مغول كه به جهان اسلام يورش بردند و خلافت اسلامى را بر كنار كردند و جهان مسيحى را تهديد كردند، حكومت نداشتند. حتى مغولها صاحب قبيلههاى محلى متمركز در نقطهاى مشخص نبودند.
بلكه آنان مازاد جمعيت بودند كه فلاتهاى پهناور مغول آنان را به بيرون راند، و آنان چين و سپس جهان اسلام را از بين بردند. اين مازاد جمعيت از قدرت نظامى برتر و قدرت اداره جنگ روانى برخوردار بود و تمايل وافر به تخريب تمدن انسانى به عنوان يكى از انواع نابود سازى داشت. رژيم صهيونيستى نيز پديدهاى بى مانند است؛ جمعيت مازادى است كه اروپا پس از مسلح كردن آن و نيز حمايت نظامى، سياسى و اقتصادى، آن را روانه فلسطين كرد. اروپا يا