گفتمان صهيونيستى - حسینی، سید مرتضی - الصفحة ٦٦
خود را از آنها دارد. اين نامها به مصداقهاى مختلفى دلالت دارند و با توجه به استعمال كننده بسته به اينكه مدلولها نيز فرق مىكنند. صهيونيست اسكانى، شهرك نشين، سكولار و يا مذهبى است! اين ابهام به اين معناست كه اگر صهيونيست بخواهد مىتواند ميانهرو باشد و تصريح مىكند كه ملت يهود، آنانى هستند كه در عمل به اسرائيل مهاجرت كرده اند. نيز مىتواند تندرو باشد و بگويد ملت يهود عبارت است از هر يهودى در هر كجا كه باشد. و مرزهاى ارتس يسرائيل مرزهاى سال ١٩٤٨ تا ١٩٦٧ يا از نيل تا فرات و يا از رودخانه تا دريا مىباشد. اين امر به دلايل پراگماتيسمى به طور مبهم رها شده است. همين حالت درمورد خود اصطلاح «صهيونيست» نيز صادق است. اين اصطلاح مطلقى است كه بر هركس كه خود را صهويونيست مىداند- صرف نظر از آنچه كه در عمل انجام مىدهد- دلالت دارد. پس يك يهودى كه ايالات متحده را به عنوان وطن بر مىگزيند و در حالى كه كولر خودروى خويش را روشن كرده رانندگى مىكند، چند دلارى هم براى سازمان صهيونيسم مىپردازد، مىتواند خود را صهيونيست بداند (البته اگر اين امر خوشايند وى باشد)، كسى هم كه به كرانه باخترى مىرود و برضد ساكنان اصلى آن سلاح به دست مىگيرد صهيونيست است، اين در حالى است كه ميان اين دو فرد تفاوت آشكارى وجود دارد.
١٠. به كارگيرى نامهاى متعدد دلالتكنندهبر يك مصداق يا بر مصاديق متعدد با حوزه دلالتى مشترك و گسترده ميان آنها:
صهيونيستها اصطلاحات بسيارى چون «صهيونيسم سياسى»، «صهيونيسم تجديد نظرطلب»، «صهيونيسم كارگرى»، «صهيونيسم دينى» و ... را به كار مىبرند. اينها جريانهاى صهيونيستى متعددىاند كه مىتوان آنها را در دو دسته تقسيم كرد: صهيونيسم شهركنشين، و صهيونيسم اسكانى. «١» چنانكه به فلسطين اشغالى به عنوان «اليشوف»، «ارتس يسرائيل» و يا «اسرائيل» اطلاق مىشود. هر دو شيوه پيشين در تعامل با اصطلاحات خلأهايى ايجاد مىكنند- كه هر صهيونيستى