گفتمان صهيونيستى - حسینی، سید مرتضی - الصفحة ٣٠٧
شايان ذكراست صهيونيست در برگيرنده جريانهاى مختلفى است، اما رهبرى طرح صهيونيسم در دست نوعى اجماع صهيونيستى مىچرخد كه در مورد اصل توسعه طلبى اختلاف ندارند، اما در شكل و ابزار آن دچار اختلاف نظر مىباشند.
ظاهراً رهبرى صهيونيسم بر اساس اعتقادات مبهم سياسى ترجيح مىدهد براى حكومت صهيونيستى قانون اساسى ارائه ندهد تا عرصه براى توسعه طلبى نامتناهى باز باشد، چون قانون اساسى (رسمى) مستلزم ترسيم دقيق مرزهاست.
اورى افنيرى عضو سابق كنست و روزنامه نگار، تفسيرى زيركانه از مفهوم توسعه طلبى صهيونيستى ارائه مىدهد: «برپايى حكومت عبرانى در گذشته و برپايى حكومت صهيونيستى در زمان كنونى، متكى بر قدرت ذاتى آنها نبوده بلكه مبتنى بر ضعف ملل موجود در فلسطين (كنعانىها در گذشته و اعراب در زمان حاضر) بوده است.» وىافزايد آنچه صهيونيستها را به حركت در مىآورد و حركت آنان را مشخص مىكند، نه انگيزه اعتقادى (مبهم) و شعارهايى مانند «از نيل تا فرات» بلكه تنها معادلات قدرت مىباشد. از اين رو عقيده صهيونيسم تنها مجوزى است براى «خلق حقايق جديد».
بدين ترتيب وى اعلام مىكند تا زمانى كه (به دليل غياب اعراب) خلأ وجود داشته باشد توسعه طلبى نيز متوقف نخواهد شد. اين توسعه طلبى تا زمانى كه فرصت ايجاد مرزهاى اسرائيل بزرگ فراهم آيد ادامه خواهد يافت. يعنى اين قدرت ذاتى صهيونيستى (نه اوهام عقيدتى) مشخص كننده ميزان توسعه طلبى صهيونيستى است.
آنچه افنيرى مىگويد كاملا صحيح است. پس از آنكه اسرائيل مناطق گستردهاى از اراضى عربى را در سال ١٩٦٧ اشغال نمود، بن گوريون بر ضرورت حفظ اين اراضى از سوى اسرائيل تأكيد كرد. اما پس از شكست ١٩٧٣ گفت مرزهاى اسرائيل تا رود كوچك در مصر «١» كشيده مىشود و افزود كه اين رود كوچك در عريش «٢» وجود دارد. پس آزمندى صهيونيستى بر اساس قدرت ذاتى نظامى صهيونيستى توسعه مىيابد و يا كوچك مىشود!! اشكالى اساسى در توسعه طلبى صهيونيستى وجود دارد، چون پايگاه جمعيتى راتوان به