گفتمان صهيونيستى - حسینی، سید مرتضی - الصفحة ١٣٤
سكولاريسم فراگير، بحران گروههاى يهودى شروع شد و طرح جامع و اساسى صهيونيستى كه بخشى از نظريه پيمان خاموش ميان تمدن غرب و جنبش صهيونيسم درباره يهوديان جهان مىباشد ظهور كرد. اين پيمان عبارت بود از: يهود، قوم آلى طرد شده و سودمند است كه به خارج از اروپا (فلسطين) منتقل مىشود تا در جهت منافع اروپا و در راستاى حكومتى كاركردى كه به صورت چارچوب تعامل با يهود و مشكل يهود درآمد، به كار گماشته شود.
اكثر اعلاميههاى بالفورى در قرن نوزدهم صادر شد و تا صدور اعلاميه بالفور در سال ١٩١٧ ميلادى ادامه يافت. اين اعلاميه اخير به مسأله رابطه يهود با تمدن غرب پايان داد.
همچنين چند اعلاميه بالفورى آلمانى نيز صادر شد.
در اينجا مىتوانيم درباره يكى از مهمترين كمكهاى هرتصل به جنبش صهيونيسم تأمل بورزيم و آن اين است كه اگر انديشه صهيونيسم عبارت از توان نهفتهاى در تمدن غرب باشد كه تمايل به تحقق دارد، پس تنها با مكانيزمهاى مشخصى مىتواند به منصه ظهور برسد، كه مهمترين آن عبارت است از سازماندهى عنصرى انسانى (يهود)- كه كوچانيده خواهد شد- و تأسيس چارچوبى سازمانى كه مىتواند اعلاميهها را بگيرد و به اجراى آنها مبادرت ورزد.
هنگامى كه ناپلئون اعلاميه بالفورى خود را صادر كرد، سازمانى يهودى كه اين اعلاميه را بگيرد و تلاش كند عنصر انسانى را براى اجراى آن در اختيار گيرد وجود نداشت. اما هرتصل پس از انتشار كتاب «حكومت يهود» خود آن را عملى ساخت. وى در كتاب خود آنچه را كه «پيمان خاموش ميان تمدن غرب و جنبش صهيونيسم» مىناميم تشريح مىكند. وى مصمم گشت زمام امور را به عهده گيرد و به كشورهاى بزرگ رو كند. كشيش (واعظ) صهيونيستى نيمه ديوانه «هسلر» او را در اين راه كمك كرد. او هرتصل را نزد يكى از مسئولين بلند پايه آلمانى برد و او نيز موضوع را با امپراتور در ميان گذاشت. نتيجه اين ارتباطات صدور اعلاميه بالفورى بود كه در سخنان «دون ايلونبرگ» سخنگوى امپراتور با هرتصل در سپتامبر ١٨٩٨ م مطرح شد.
از ديگر نمونههاى اعلاميههاى بالفورى، اعلاميه روس تزارى مىباشد. هرتصل با «فون بليفيه» وزير كشور روسيه ضد يهود روسيه براى كسب مجوز كنگره پنجم صهيونيسم (١٩٠١ م) ملاقات كرد و از او خواستار صدور بيانيهاى شد كه بيانگر مقاصد روسيه باشد و در كنگره ششم صهيونيسم ١٩٠٣ م قرائت كند.