گفتمان صهيونيستى - حسینی، سید مرتضی - الصفحة ١٨٦
بزرگترين دليل بر پنهانى فورى خصوصيت يهودى وقايعى است كه براى گروههاى يهودى شرق اروپا رخ داد. ٨٠% يهوديان جهان يعنى يهوديان ييديشى را شرق اروپا به خود اختصاص داده بود. امّا ييديشى با شتاب فوق العادهاى مهمترين مظاهر خصوصيت يهودى را از بين برد؛ و تنها برخى گروهها باقى ماندند كه به ييديشى سخن مىگفتند. تجربه مهاجران يهود به ايالات متحده از مهمترين تجربهها در خصوص رهايى از اين خصوصيت به شمار مىآيد. اعضاى اين جماعت يهودى پر شتاب ترين اقليتى بودند، كه على رغم بحثهاى زياد نسبت به انزواى آنان و خواستههاى قومى شان آمريكايى شدند، چرا كه جامعه آمريكا الگوى جامعه سكولار مىباشد. در زمان حاضر تصوير كلى از ويژگيهاى يهودى در جهان بيانگر فرسايش آن و افزايش ميزان پيوستن يهوديان به جوامع خويش مىباشد.
طبيعى است كه در زمان حاضر نمىتوان از خصوصيت اسرائيلى سخن گفت؛ اين خصوصيت حتى اگر به عرصه ظهور نيز برسد، خصوصيت جهانى يهود نبوده بلكه خصوصيت مجموعه انسانى شهرك نشين در خاور ميانه است. چه آن جامعهاى است كه ساكنانش به زبان عبرى سخن مىگويند و در عين حال از بافتهاى تمدنى متفاوتى آمدهاند و خصوصيتهاى تمدنى آنها را به همراه خود آوردهاند. نزاع موجود ميان ارتدوكس و غير ارتدوكس، ميان مذهبىها و غير مذهبىها و نزاع بين سفاردىها و اشكنازها بزرگترين دليل بر عدم وجود اين خصوصيت جهانى يا عمومى يهود مىباشد.
٢. انزواى يهود: «١».
اين اصطلاح به معناى انزواى يهوديان از مللى است كه در ميان آنها زندگى مىكند. تفسير اين پديده در ادبيات صهيونيستى اين است كه انزوا بر يهود تحميل شده و آنان مقصر نمىباشند، زيرا آنان هويت، شخصيت، طبيعت، تاريخ و نژاد خود را دارند و توان پيوستن به جوامع ديگر را ندارند. تفسير دشمنان يهود از اين پديده با تفسيرى كه صهيونيستها ارائه مىكنند يكسان است. به پندار آنان، يهوديان خود را از ملل ديگر «٢» جدا و منزوى مىنمايند. چون اين امر در طبيعت، شخصيت و هويت آنان وجود دارد و در سلوك و تاريخ آنان نيزانعكاس يافته