گفتمان صهيونيستى - حسینی، سید مرتضی - الصفحة ٣٩
فصل دوم: اصطلاحات غربى صهيونيستى واژه شناسى اصطلاحات غربى صهيونيستى تعريف مفاهيم و اصطلاحات براى سامان دهى به روند فكر، تفسير و نهادن تفكر اجتماعى در چارچوبى روشمند و به دور از آشفتگى ذهنى، امرى ضرورى است. واژه «اصطلاح» «١» بر وزن «افتعال» به معناى موافقت كردن و قرار داد بستن مىباشد. در زبان عربى وقتى گفته مىشود: «اصطلح القوم» به اين معناست كه اين قوم توافق كردند و بين آنان اختلافى نيست.
عبارت «اصطلحوا على الأمر» يعنى «بر اين امر توافق كردند». اين واژه مترادف «تصالح» نيز مىباشد. اصطلاح اسمى منقول است كه معناى آن توافق گروهى بر يك امر خاص مىباشد.
هر دانشى اصطلاحاتى دارد و «اصطلاح» در علوم به معناى توافق گروهى از مردم متخصص در يك زمينه بر مدلول كلمه، عدد، نشانه و يا مفهومى خاص مىباشد. اين امر معمولًا در نتيجه تراكم معرفت شناختى، تمدنى و فعاليتهاى فكرى به دست مىآيد كه در چارچوب و مدت معينى صورت مىگيرد و به دنبال آن تلاش مىشود تا اين شناخت قانونمند گردد.
گرايشهاى معنايى پنهان در اصطلاحات اگر اصطلاح را به معناى قرارداد و توافق بدانيم، پس هنگامى كه فردى اصطلاحى را مىسازد كه با ما توافق ندارد و يا به دليل دشمنى با ما به توليد اصطلاح مىپردازد تا ما را ناپديد نمايد (چرا كه وجود ما مساوى با عدم وى مىباشد) چاره چيست؟ نيز وقتى اصطلاحى