گفتمان صهيونيستى - حسینی، سید مرتضی - الصفحة ٤١
شايد بتوان كلماتى كه بر ابزار والات دلالت دارند ترجمه و نقل كرد چرا كه حوزه دلالت آنها كاملًا مشخص و محدود است. هنگامى كه مىگوييم «اتومبيل» يا «تلويزيون» در فهم منظور مشكل چندانى مشاهده نمىشود؛ چون رابطه دالّ با مدلول و اصطلاح با شىء مورد اشاره آشكار و تا اندازه زيادى مشخص است. چون اصطلاح ساده و دلالت خود شىء مورد نظر نيز محدود است. از اين رو شكاف ميان دال ومدلول كم است. همين حالت در دانشهاى طبيعى نيز وجود دارد. هنگامى كه به پديده جوشيدن آب اشاره مىنماييم، مىدانيم كه نقطه جوش آب در فشار مشخص صد درجه سانتيگراد مىباشد و خود آب را نيز مىتوان با نمادهاى جبرى تعريف كرد. بنابراين تجربه عملى تا اندازه زيادى درست و كنترل شده و زمان و مكان تا اندازهاى درآن ثابت نگه داشته شده است. ازاين رو ترجمه اصطلاحات علوم طبيعى آسانتر از ترجمه اصطلاحات علوم انسانى است. با اين حال، اين كار با خطرات و لغزشهايى همراه است. هنگامى كه واردحوزه علوم انسانى و اجتماعى مىشويم اين حالت به دلايل زير به شدت پيچيده مىشود:
هر اصطلاح در يك ساختار تمدنى منحصر به فرد ريشه دارد كه اين ساختار زبان فرهنگنامهاى و تمدنى ويژه خود را دارا مىباشد، و دالّ و حوزه دلالت آن با يك شكل تمدنى مشخص در ارتباط مىباشند و تنها به پديدههايى مشخص اشاره دارند.
طبيعت اصطلاح اين است كه تنها به صرف مدلول بيرونى اشاره ندارد، بلكه در بردارنده ديدگاه و استنباطهاى سازنده اصطلاح نيز هست. هنگامى كه اصطلاح، صبغه (نشان) عقيدتى گروهى را به خود مىگيرد كه ترويج اصطلاح به سود اوست كار پيچيدهتر مىشود، چون اهميت منظور درون اصطلاح بيشتر مىشود.
گرايش معنايى اصطلاح در اينجا دوگانه است: گرايش ساختار و گرايش سازنده اصطلاح. ما معمولًا اصطلاحات را از زبانهاى انگليسى يا فرانسوى و يا از ديگر زبانهاى اروپايى ترجمه مىكنيم، نه از زبانهاى شرقى (مانند سواحلى يا ژاپنى)؛ پس اصطلاحهاى ترجمه شده، مقصود صاحب خود را همراه دارد. به عنوان مثال: از جمله اصطلاحاتى كه بدون هيچ دخل و تصرفى ترجمه و وارد فرهنگ تحليلى خود نمودهايم اصطلاح «مرد بيمار اروپا» است. اين اصطلاح اشاره به حالت مردى دارد كه در حال مرگ است و با سختىهاى مرگ دست و پنجه