گفتمان صهيونيستى - حسینی، سید مرتضی - الصفحة ١٦١
دنبال كردن فعاليتهايش برمىگزيند. ما بايد به وجود دستهبندىهاى فرعى در هر جريان براساس رويكرد سياسى (سوسياليست/ سرمايه دار) و نوع موضع اتخاذ شده در قبال ميراث و هويت (مذهبى/ سكولار) توجه داشته باشيم. نيز نبايد گمان ببريم كه خط متمايز كننده آشكارى ميان دو گروه وجود دارد. چون ميان دو صهيونيسم (شهرك نشين و اسكانى) تداخل معنايى به چشم مىخورد به گونهاى كه چه بسا اين دو قسم صهيونيسم در يك فرد تجلى يابند. همچنان كه وايزمن نيز اكثر زندگى خود را با فعاليت در خارج از فلسطين گذراند اما با اعلام برپايى حكومت به فلسطين برگشت تا رهبرى آن را به عهده گيرد و خود از شهركنشينان شود (هر چند در عزلت زندگى كرد چون رهبر صهيونيستهاى شهركنشين «بن گورين» به همكارى وايزمن با وى در حكومت تمايل نداشت). اين تداخل در شخصيت «احادهاآم» فيلسوف صهيونيست قومى سكولار نيز به چشم مىخورد كه براى تحقق پروژه صهيونيسم تلاشهاى ديپلماتيك نمود و در نهايت در فلسطين سكنى گزيد (شهرك نشين شد) اما در آنجا احساس غربت مىكرد و شوق رفتن به سرزمين تبعيد و پراكندگى را داشت!! امروزه هنگامى كه يك يهودى از دولتهاى مستقل مشترك المنافع (اتحاد جماهير شوروى سابق) تصميم به هجرت به اسرائيل مىگيرد، اين تداخل نيز آشكار مىشود. وى از هويت يهودى و رغبت فزاينده خود در هجرت به وطن قومى خويش سخن مىراند، سپس با هدف شهركنشينى گذرنامه دريافت مىكند اما در اتريش نظرش تغيير مىكند و مهاجرتش از فلسطين به سمت ايالات متحده تغيير جهت مىيابد تا به صفوف صهيونيست هاى اسكانى بپيوندد. از سوى ديگر طبيعتاً صهيونيستهاى شهركنشينى هستند كه رژيم اسرائيل را براى سكنىگزينى در ايالات متحده ترك مىكنند و باز به تأييد پروژه صهيونيسم ادامه مىدهند (اما اين بار از منظر صهيونيسم اسكانى).
اين بدان معنا نيست كه صهيونيسم يك وحدت رو به كمال ميان اسكانىها و شهركنشينها شده، بلكه عكسِ اين جريان رخ داده است، چون تنش ميان آنها به شدت خود را نشان مىدهند. تنها چيزى كه صورت گرفته پنهان شدن اين تنشها در چارچوب گفتمان مرموز صهيونيستى مىباشد. مهمترين اين تنشها نزاعى است كه ميان صهيونيستهاى اسكانى و شهركنشين بعد از بر پايى حكومت و بر سر رهبرى سازمان صهيونيسم شكل گرفت. اين