گفتمان صهيونيستى - حسینی، سید مرتضی - الصفحة ٥٠
اين رو اين رژيم دموكرات براى تضمين بقاى خود بايد اهل اين سرزمين را به طور پيوسته سركوب و نابود كند. همچنين اين رژيم متكى بر فرآيند تأمين مالى و حمايت پيوسته غرب مىباشد كه امنيت، وابستگى و مزدورى او به غرب را تضمين مىكند. يعنى اين دموكراسى در واقع اراده يا حاكميتى غير وابسته و مستقل ندارد و بر تمامى شهروندان منطبق نيست، بنابراين دموكراسى شهركنشينى است.
عادى سازى اصطلاحات «عادى سازى» تغيير يك پديده است به گونهاى كه در ساختار، شكل و رويكردهايش با آنچه كه برخى «طبيعى» مىشمارند، سازگارى يابد. كلمه «طبيعى» مىتواند به معناى «مأنوس» و «عادى» باشد. بنابراين طبيعىسازى عبارت است از اينكه آنچه پديده «طبيعى شده» را استثنايى نشان مىدهد و با «مأنوس»، «عادى» و «طبيعى» سازگارى ندارد از ميان برداشته شود.
اين اصطلاح براى اولين بار در فرهنگ صهيونيستى براى اشاره به يهوديان در تبعيد (تمام يهوديان جهان به جز فلسطين) به كارگرفته شد. صهيونيستها معتقدند كه يهوديان در تبعيد شخصيتهاى طفيلى و استثنايى هستند كه در كارهاى فكرى و در تقلب تجارى غوطهور شدهاند و در امور فرعى مانند ربا و اعمال منافى عفت مانند زنا فعاليت دارند. صهيونيسم خود را به عنوان جنبشى سياسى و اجتماعى قلمداد مىكنند كه به طبيعىسازى (يهود) مبادرت مىورزد- يعنى بازسازى آنان به گونهاى كه قومى مانند ديگر اقوام مىشوند-. با برپايى حكومت صهيونيستى به دليل نياز شديد اين حكومت به حمايت يهوديان جهان، اين اصطلاح تقريباً از فرهنگ صهيونيستى محو شد و از آن پس كسى از آنها به عنوان طفيلى ياد نكرد.
اما در اواخر دهه هفتاد و پس از امضاى پيمان «كمپ ديويد» بار ديگر ظهور كرد. ليكن اين بار بر روابط مصر و اسرائيل تطبيق داده شد؛ چرا كه حكومت صهيونيستى خواستار طبيعىسازى روابط ميان دو كشور شده، يعنى برقرارى روابطى عادى و طبيعى مانند آنچه كه بين هر دو كشور ديگرى ايجاد مىگردد. ولى ملت مصر در برابر اين عادىسازى مقاومت كرد.