گفتمان صهيونيستى - حسینی، سید مرتضی - الصفحة ٢٧١
هنگامى كه ميان مسلمانان و اعراب از يك سو و براندازى نازيسم از سوى ديگر اصطكاك مستقيم پيش آمد، موضع مسلمانان و اعراب موضعى انسانى بود. به عنوان مثال اقليت مسلمانان در بلغارستان در حمايت از اعضاى گروههاى يهودى در برابر فرآيند براندازى نقش بزرگى ايفا نمودند. همچنين ملك حسن پنجم، پادشاه مغرب، از تسليم اتباع يهودى خود به دولت فرانسه (حامى نازىها) ممانعت ورزيد.
در مقالهاى در مورد طبقات اجتماعى اردوگاه آشويتس واژه «مسلمان» چندين بار تكرار شده است. در يك منبع ديگر آمده بود: قربانيانى كه به سوى اتاقهاى گاز برده مىشدند نام «عجيبى» داشتند. بعد از مطالعه چند منبع و دايره المعارف روشن شد كه آنان در واقع امر «Musselmann» (در آلمانى يعنى مسلمان) نام داشتند. در دايره المعارف يهوديت «١» مدخل مستقلى به عنوان «مسلمان» اختصاص داده شده و در اين مدخل مىآيد:
«Muselmann در آلمانى يعنى مسلمان. اين يكى از واژههاى متداول در اردوگاهها بود كه براى اشاره به زندانيانى كه در شرف مرگ بودند اطلاق مىشد. يعنى كسانى كه عوارض گرسنگى، بيمارى و بى توجهى عقلى و بدرفتارى فيزيكى در آنها آشكار بود. اساسا اين اصطلاح در آشويتس به كار مىرفت اما در ديگر اردوگاهها نيز استعمال شد.» «٢» اين يك داده است. گويا عقل غربى هنگامى كه قربانيانش را مىكشت، در آنان «ديگرى» را مىديد كه اين ديگرى از زمان جنگهاى اروپاييان همان مسلمانان مىباشد. مىدانيم عقل غربى در تاريخ قرون وسطى ميان مسلمانان و يهوديان ارتباط برقرار كرد. تابلوهايى وجود دارد كه در آن شكنجه مسيح توسط پيامبر (ص) با تازيانه، ترسيم شده است! تجربه نازيسم ميراث واقعى اين ادراك غربى است. نازىها حاملان اين ديدگاه و نماينده تمدن غرب در رويارويى با نزديكترين تمدنهاى شرقى يعنى تمدن اسلامى مىباشند. آنان هرگز اين ديدگاه را فراموش نكردند. حتى برخى از ساكنان اروپا را از بين مىبردند. آنچه روى داده اين است كه حوزه دلالى واژه «مسلمان» توسعه يافته و براى اشاره به «ديگرى» (چه يهوديان و چه كولىها و خواه اسلاوها) به كار رفت. اين امر با توسعه حوزه دلالت «عرب» در