گفتمان صهيونيستى - حسینی، سید مرتضی - الصفحة ٢٩٧
بن گوريون در سال ١٩٣٨ م. به طور آشكارتر به همين نتيجه رسيد. وى گفت: «ما در اينجا نه با ترور بلكه با جنگ روبرو هستيم، اين جنگى قومى است كه اعراب بر ضد ما به راه انداختهاند. تروريسم را تنها يكى از ابزار جنگ در برابر اشغال وطن خويش توسط يهوديان مىدانند و به همين دليل با آن مىجنگند. در وراى تروريستها، جنبشى هست كه شايد ابتدائى باشد، اما خالى از آرمانگرايى و فداكارى نيست؛ چون اگر يكى خسته شود ديگرى جاى وى را مىگيرد. پس ملتى كه بر ضد اشغال سرزمينش مىجنگد به زودى خستگى به خود راه نمىدهد و هنگامى كه مىگوييم اعراب آغازگر خصومتاند و ما از خود دفاع مىكنيم، ما تنها نيمى از حقيقت را مىگوييم. از جنبه سياسى ما آغازگر خصومت هستيم و آنان دفاع از نفس مىكنند. سرزمين از آن آنهاست چون در آن زندگى مىكنند. اما ما مىخواهيم بياييم در آنجا ساخت و ساز كنيم و به اعتقاد آنانخواهيم اين سرزمين را از آنان بگيريم.» ٢. تشكيلات خودگردان:
صهيونيستها در تلاشاند جنگ رسانهاى را از دست ندهند، لذا از «حكومت خودگردان» سخن مىگويند، و ليكن به اين اصطلاح مضمون صهيونيستى مشخصى دهند كه بر آمده از ديدگاه آنان نسبت به اعراب است. در مورد مفهوم «حكومت خودگردان» ميان صهيونيستها اختلاف نظر وجود دارد. گروهى «ميانه رو» كه از اعضاى جنبش صلح جناح چپ صهيونيستى به شمار مىآيند، خواستار عقب نشينى از كرانه باخترى و تخريب شهركها مىباشند. در سوى ديگر «افراطىها» ى عضو جناح راست اسرائيل كه خواستار محافظت از تمامى اراضى اشغالى ١٩٦٧ م. مىباشند، راه بينابين اتخاذ كرده و خواستار عقب نشينى از بخشى از اراضى فلسطينى و تخريب برخى شهركهاى كوچك و حفظ شهركهاى بزرگ مىباشند.
اما بر خلاف تمامى اين اختلاف نظرها، بايد عوامل وحدت در ميان آنان را در نظر گرفت:
١. هيچ يك از انواع صهيونيسم، از افراطى تا ميانه رو، چپ و راست، هرگز به مسأله فلسطينىهايى كه در سال ١٩٤٨ م. اخراج شدند و در سوريه و لبنان و اردن و مصر و ديگر نقاط پراكنده از جهان عرب اسكان يافتند، توجهى ندارند.