گفتمان صهيونيستى - حسینی، سید مرتضی - الصفحة ١٨٧
است. بنابراين صهيونيستها و يهود ستيزان بر انزوا به عنوان ويژگى بنيادين يهود و بر بى ارتباطى آنان با حركتهاى اجتماعى- كه يهود در آن مىباشد- تأكيد مىورزند.
البته اهميت برخى ابعاد سياق دينى يهود مانند عقيده قوم برگزيده، و نيز فراوانى شعائر دينى در تشويق يهود به عزلت گزينى را نمىتوان انكار كرد. رويكرد انزواگرا در سياق دينى يهود در كاپالاى لوريايى «١» به اوج خود مىرسد، چرا كه انديشه آفرينش يهود از سرشتى مغاير با تمامى بشر را مطرح مىكند. ميان افكار دينى و به طور كلى هر انديشهاى با رفتار انسان رابطه سببى بسيط وجود ندارد؛ چون انديشهها هرگز رفتار انسان را مشخص نمىكنند.
وليكن در انسان آمادگى يا قابليتى ايجاد مىكنند تا فرد رفتار معينى داشته باشد و از طرفى از الگوهاى رفتارى خاصى دور شود. همچنين تعيين اينكه آيا انديشه قوم برگزيده به انزواى يهود منجر شده يا اينكه اين انديشه نتيجه اين انزواباشد و تعيين وجود رابطه اثر پذيرى و اثر گذارى ميان آنها و نيز تعيين ميزان اين رابطه آسان نيست.
به هر حال، عامل اساسى گسست در الگوى تفسيرى صهيونيستى و يهود ستيزى تنها رابطه بسيط علّى و معلولى آن نمىباشد، بلكه در سطح بالاى تعميم بخشى و تجريد گرايى اين الگوى تفسيرى نيز نهفته است. چه اينكه هر دو گروه، از يهوديان، به طور كلّى و به عنوان يك مجموعه سخن مىگويند و اين پديده را در همين چارچوب تفسير مىكنند. اما اگر ما در چارچوب گروههاى يهودى حركت كنيم، مىتوانيم وجود گونه گونى و ناهمگنى و نيز انزواى اعضاى گروههاى يهودى از برخى جوامع و پيوستن آنها به جوامع ديگر را كشف، و طرد شدن گروههاى يهودى از سوى برخى جوامع و ورود آنان به جوامع ديگر را درك كنيم. با تركيبى از علل تمدنى و اقتصادى بيرونى (كه مختص به جامعه اكثريت است) و علل داخلى (مختص اعضاى جماعت يهودى) مىتوان اين پديدهها را تفسير نمود.
به اعتقاد ما، از مهمترين اين علتها، عهده دار شدن نقش گروه كاركردى دلال از سوى اعضاى گروههاى يهودى در بسيارى از جوامع به ويژه اروپا در اوايل قرون وسطى مىباشد.
گروه كاركردى دلال نمىتواند نقش خود را ايفا كند جز زمانى كه در انزوا قرار دارد؛ چه او به كاركردهاى پست و يا به امورى مانند فحشا يا تجارت ربوى تن مىدهد.