گفتمان صهيونيستى - حسینی، سید مرتضی - الصفحة ٢٤٤
هود» بود كه از ثروتمندان مىدزديد تا به فقرا كمك كند. ارتكاب جرائم، وى را در انظار مردم مقبول ساخته و حتى مردم بر اين گونه اعمال را مورد حمايت خود قرار مىدادند.
خزانه شاه نيز در مواردى از تهمت خون استفاده مىكرد تا بستانكارىهاى رباخواران را كه اخراج و يا اعدام مىشد، به ارث ببرد. همچنين نخبه حاكمه از چنين فرصتهايى استفاده مىكردند تا ميثاقها را تجديد كنند. اين ميثاقها حمايت از آنان را تضمين مىكرد و در برابرِ مبالغ جديدى كه مىپرداختند مزايايى را دريافت مىكردند.
ظاهراً تهمت خون يك الگوى ادراكى تكرارپذير است و هنگامى كه وجدان مردمى «ديگرى» را درك مىكند، پديد مىآيد. اين الگو معمولًا از سوى گروهى بر ضد دشمنانش به كار مىرود تا انسانيت را از خصم سلب كند. كولىها متهم به ربودن اطفال و مكيدن خون آنها شدند. نيز طبق نوشتههاى «اورگن» همين تهمت از سوى يهوديان به مسيحيان زده شد. در يكى از كتب «مدراش» آمده كه فرعون مصر براى اينكه بيمارى پيسى خود را درمان كند هر صبح و ظهر ١٥٠ كودك را مىكشت تا با خون آنها استحمام كند. نيز برخى كتب «هاگاداه» حاوى تهمت خون بر ضد فرعون مصر مىباشد. اين تهمت از سوى مسيحيان متوجه گنوصىها «١» و در سال ١٤٦٦ م. از سوى مردم ايتاليا متوجه يكى از فرقههاى دينى اين كشور شد. به سال ١٨٧٠ م. مبشرين مسيحى در چين متهم شدند كه كودكان چينى را مىدزدند تا از خون آنها داروى سحر آميز بسازند. بيگانگان در ماداگاسكار در سال ١٨٩١ م. متهم به بلعيدن قلب برخى از ساكنان شدند اما راهبان فرانسيسكان، همتاى دومينكانِ خود را به استفاده از خون و ابروهاى كودك يهودى در برخى مناسك سرى دينى متهم مىساختند. معناى تمامى اينها اين است كه تهمت خون منحصر به يهود نمىباشد. هر چند به رباخواران ديگرى مانند لومبارد و كوهارسين (مسيحى) (بر اساس آگاهى ما) تهمت خون زده نشد، اما به آنها تهمتهاى ديگرى وارد آمد كه كمتر از تهمت خون نبود، و آنها در معرض اخراج، مصادره و اعدام قرار داشتند.
به ادعاى صهيونيستها، يهوديان رو در روى «أغيار» نمىايستادند بلكه نخبه حاكم (كنست، امپراتور و شاهان) از اعضاى گروههاى يهودى در برابر اتهامات وارده از سوى عموم ملت