گفتمان صهيونيستى - حسینی، سید مرتضی - الصفحة ٢٠٥
مىناميدند. در حال حاضر دو تعريف از «يهودى» وجود دارد. يكى دينى كه مبتنى بر شريعت مىباشد و حدود ٦١% يهوديان جهان از اين دستهاند و ديگرى سكولار كه حدود ١٨% را در بر مىگيرد و بقيه مردد و با افكار متشتت مىباشند. پس اگر يكى از آنان در عمق دل خود احساس كرد يهودى است مىتوان او را يهودى به حساب آورد.
ژان پل سارتر تلاش كرد «يهودى» را تعريف كند. وى يك تعريف ذاتى ارائه نمود و گفت يهودى هنگامى كه به حالت خود به عنوان يهودى آگاه شد و احساس همبستگى با ساير يهوديان نمود، يهودى اصيل خواهد بود. اين در حالى است كه سارتر قبل از آن هر كس را كه اغيار به وى يهودى مىگويند نيز يهودى دانسته بود.
در هر دو حالت يك ملاك عينى براى تعريف يهودى وجود دارد. در نهايت گفته شده يهودى فردى است كه به دنبال هويت خود مىباشد. اين نيز در واقع تعريف نيست بلكه اشاره به حالتى ذهنى مىباشد. يكى از فرهيختگان فرانسوى در توضيح اين وضعيت مىگويد: «امتى مانند تمامى يهوديان فرانسه مىباشم، پس از جنبه خيالى يهودىام، اما در عمل فرانسوى هستم». مىتوان گفت «يهودى» امروزه دو معنا دارد:
١. يهودى به معناى دينى قومى؛ ٢. يهودى به معناى قومى محض؛ بنابراين كلمه يهودى به سه گروه اصلى يعنى اشكنازىها، سفاردىها و يهوديان جهان اسلام، و نيز ديگر گروههاى يهودى كه از اين سه گروه بزرگ جدا شدند مانند فلاشا و يهوديان هند، اشاره دارد. همچنين به يهوديان فرقههاى مختلفى كه در غرب به وجود آمد يعنى اصلاح طلبان، محافظه كاران ارتدوكسها، تجدد طلبان نيز اشاره دارد. حتى اگر برخى اعضاى اين فرقهها كافر باشند. اين اصطلاح براى اطلاق بر شهرك نشينان صيهونيست نيز به كار مىرود در حالى كه مسأله «يهودى كيست» همچنان در حكومت صهيونيستى بى پاسخ مانده است يعنى واژهاى است كه حوزه دلالتى مختلط و نامشخصى دارد.
آشكار است كه اصطلاح صهيونيست با اصطلاح «يهودى» ارتباطى ندارد. هر يهودى صيهونيست نيست و همه صهيونيستها يهودى نيستند. صهيونيستهاى مسلمان و مسيحى و بودايى و نيز صهيونيستهاى بدون دين و ملت نيز وجود دارند.