گفتمان صهيونيستى - حسینی، سید مرتضی - الصفحة ٦٩
مرحلهاى معين خطرناك باشد. به عنوان مثال، مقامات كشور داراى قيموميت (انگليس) پولى چاپ كردند كه كلمه «فلسطين» به زبان عربى بر آن چاپ شده بود و كلمه «Palestine» نيز چاپ شد وليكن تنها دو حرف E. I. به عبرى بر آن حك شده بود (كه اختصار erts Israel بود). اين دو حرف براى تأكيد بر حقوق شهرك نشينان صهيونيست ثبت شد اما به جاى نوشتن كامل عبارت به اين دو حرف بسنده شد تا حساسيت اعراب را برنينگيزانند. رهبران صهيونيست اين راه حل را پذيرفتند (هر چند برخى «تندروها» اعتراض كردند).
هنگامى كه طرح تقسيم (كه كميته مالكيت در سال ١٩٣٧ آن را صادر كرد) به «وايزمن» «١» داده شد، صحراى نقب را دربر نداشت. اما او اين قانون را پذيرفت و افزود نقب به حال خود باقى مىماند و «هرگز حركت نخواهد كرد» (يعنى در آينده امكان الحاق آن وجود دارد).
هنگامى كه برخى صهيونيستها بر نپذيرفتن كتاب سفيد اول و نپذيرفتن هيچ چيز جز منشور يهود اصرار ورزيدند، همين موضع تكرار شد. «وايزمن» بر اساس اصلِ «عمل بر اساس واقعيت موجود» به جاى اصرار بر حداقلهاى صهيونيستى گفت: «كتاب سفيد واقعيتى است موجود، وليكن منشور چنين نيست».
اين حيلههاى لفظى فريبكارانه را استعمار طلبان انگليس از پيش به كار برده اند. به هنگام صدور اعلاميه بالفور كه فلسطين را سرزمين قومى ملت يهود برشمرد، صهيونيستها به عنوان سازش تاكتيكى آن را پذيرفتند و حداقلهاى صهيونيستى مسكوت باقى ماند. اين حيلهاى است كه لويد جورج نخست وزير انگليس پذيرفت، چون گفت: «هنگامى كه زمان دادن سازمانهاى نمايندگى به فلسطين فرا مىرسد و يهوديان اكثريت مطلق ساكنان فلسطين مى شوند، فلسطين كامنولث «٢» يهود مىشود».
١٣. رها كردن عرصههاى خالى ميان عناصر مختلف و ارتباط ندادن مقدمهها با نتايج گفتمان:
صهيونيسم به عمد ميان عناصر مختلف و نيز ميان مقدمات و نتايج شكافهاى وسيعى را رها