گفتمان صهيونيستى - حسینی، سید مرتضی - الصفحة ٦٥
نام مىگيرند). فلسطين بار ديگر نامگذارى شده و «اسرائيل» نام مىگيرد. همچنين عمليات سلطهيابى بر فلسطين عبارت از «اعلام استقلال اسرائيل» مىشود.
اين فرآيند بعد از سال ١٩٤٨ ميلادى ادامه يافت و «ام الرشراش» به «ايلات» تغيير نام يافت؛ كرانه باخترى «يهودا و سامره» نام گرفت. دايره اين فرآيند در زمان حاضر گسترش يافته به گونهاى كه رويكرد محو تمام جهان عرب- نه فقط فلسطينىها- شروع شده و در نتيجه سخن از «بازار خاورميانه» به جاى «جهان عرب» رواج يافت. بازار خاورميانه بدين معناست كه كشورهاى مختلفى در اين «منطقه» وجود دارند و عرب بودن اين منطقه امرى خيالى يا حاشيهاى است كه ارزش تفسير پذيرى يا ردهبندى و طبقهبندى ندارد.
بنابراين مقاومتها كه ريشههاى تاريخى و مفهومى مشخص دارند صرفاً «ترور» يا «حملات انتحارى» مىباشند كه علتى آشكار و رويكرد قابل فهم ندارند! ظاهراً در اين روزها رويكردى براى محو كلمه «مقاومت» از فرهنگ سياسى آغاز شده به طورى كه تنها يك دالّ يعنى «ترور» غلبه پيدا كند.
٨. درهم آميختن اصطلاحات و فرضگرفتن هم معنايى ميان آنها:
صهيونيستها به درهم ريختن برخى اصطلاحات داراى تعريفهاى مشخص مبادرت مىورزند. آنان تلاش مىكنند ميان اصطلاحات «يهودى»، «صهيونيستى» و «اسرائيلى» و گاه «عبرانى» خلط صورت گيرد. اين در حالى است كه هر اصطلاح، حوزه دلالتى و معنايى آشكار و خاص به خود را دارد. اين خلط براى تأكيد بر مفهوم وحدت يهوديت كه اساس ديدگاه صهيونيستى را تشكيل مىدهد، صورت گرفت. كاربرد اصطلاح صهيونيستى درحوزه دلالى سخن از «حكومت يهودى» و «حكومت يهود»، «حكومت صهيونيستى» به عنوان عبارتهايى مترادف ممكن گرديد و عبارت «هر يهودى صهيونيست است و هر صهيونيست يهودى است» و تمام يهوديان حكومت صهيونيستى را تأييد مىكنند، رايج گردد. هر چند در واقع يهوديان غير صهيونيست و صهيونيستهاى غير يهودى نيز وجود دارند.
٩. به كارگيرى نامهايى كه بر اشياء گوناگون دلالت دارند:
نامهايى مانند «ملت يهود»، بدون تعريف اين ملت، و «ارتس يسرائيل»، بدون سخن از محدوده و مرزهايش، به كار برده مىشود. با توجه به اينكه هر صهيونيست تعريف خاص