گفتمان صهيونيستى - حسینی، سید مرتضی - الصفحة ٦٤
تكرارپذير مىشود كه بر تاريخهاى اعضاى گروههاى يهودى در هر زمان و مكانى منطبق مىباشد. بنابراين شهركنشينى صهيونيستى در فلسطين نيز خروج از ديار تبعيد و نيز صعود به فلسطين است. اين امر با خروج يهوديان شوروى سابق يا يهوديان فلاشا «١» از ديار خويش (تبعيد) و صعود به سرزمين كنعان (حكومت اسرائيل) نيز تفاوت چندانى ندارد.
بنابراين مهاجرت شهرك نشينان به فلسطين «عالياه» «٢» (به معنى علو و صعود) ناميده مىشود و در مقابل مهاجرت از آن «يريداه» به معنى «ارتداد و كفر» خوانده مىشود.
٧. محو اعراب يا به كارگيرى اصطلاحى خاص با هدف محو آنان:
صهيونيستها به محو كامل برخى اصطلاحات و يا واژگان از فرهنگ سياسى و تمدنى پناه مىبرند تا بتوانند مفهوم يا حقيقتى را كه اصطلاحات به آن اشاره دارند محو سازند و از نقشه ادراكى انسان نهان سازند. اين راهبرد در گفتمان شهركنشين استعمارى غرب كه اصول توراتى را به كار مىبرد ريشه دارد. استعمارگرانِ شهرك نشين، «عبرانى» يا «ملت برگزيده» مىشوند و سرزمينى را كه فتح مىكنند (خواه در آمريكاى شمالى، آفريقاى جنوبى يا فلسطين) «صهيون» يا «اسرائيل» مىباشد و به ساكنان اين سرزمين «كنعانى» اطلاق مىگردد.
در نتيجه سرنوشت ساكنانِ آن سرزمين كشته شدن و نابودى است.
سپس اين رويكرد سكولار مىشود و استعمارگران شهرك نشين همان «حاملان مشعل تمدن غرب و روشنفكرى» خوانده مىشوند و در برابر ساكنان سرزمين مورد هجوم (ساكنان اصلى)، «انسانهاى ابتدايى»، «وحشى» و يا «سرخپوستان» خوانده مىشوند. سرزمينشان نيز نام خويش را از دست مىدهد. به عنوان مثال «زيمبابوه» تغيير نام مىيابد و «رودزيا» نام مىگيرد؛ سرزمين «اباشى» و «چروكى» به نامهاى خود باقى نمىمانند و منسوب به كاشف اين سرزمين (امريگو ويسپوچى) آمريكا نام مىگيرد. مشابه اين حالت در گفتمان صهيونيستى رخ داد. شهرك نشينان صهيونيست «عبرانى» و «حالوتيسم» مىباشند. (در فرهنگ سكولارى، به معناى كاشفانى است كه به اين سرزمين رسيده و آن را كشف كردند) اما ساكنان اصلى اين سرزمين، يا «كنعانى» يا اشماعيلىاند. (در ساختار سكولار بالفورى «گروههاى غير يهودى»