گفتمان صهيونيستى - حسینی، سید مرتضی - الصفحة ٦١
تمامى اينها به فراموشى سپرده مىشود و ستيز اعراب و اسرائيل به عنوان نتيجه نپذيرفتن طرح تقسيم توسط اعراب مطرح مىشود! (بدين ترتيب موضوع حاشيهاى به اصلى تبديل مىشود) و نتيجه حمله ستمگرانه آنها بر ضد يهوديان صلح طلب- بدون داشتن علت آشكار و قابل فهم- مطرح مىگردد (بدين ترتيب نتيجه جاى علت را مىگيرد). صهيونيسم خود را نه به عنوان يك جنبش استعمارى شهرك نشين و اشغالگر، بلكه به عنوان اظهار «رؤياى مشيحانى يهود در ارتباط با بازگشت به صهيون يا سرزمين موعود» و يا «جنبش نجات يهوديان جهان از حمله ديگران» معرفى مىكند. در اين راستا مقاومت، نوعى ترور غير عقلائى و نامفهوم تلقى مىگردد. ولى يورشهاى اسرائيلى بر ضد اعراب دفاع مشروع و به مفهوم دفاع از خود مىباشد. در نتيجه از ارتش اسرائيل به عنوان «ارتش دفاع اسرائيل» ياد مىگردد.
اين حيله، «دروغهاى راستنما» «١» نامگذارى شدهاست. راست و صادق به اين معنا كه حمله اعراب حقيقتى مادى و غير قابل ترديد؛ و واقعهاى است كه بالفعل رخ دادهاست.
وليكن از اين منظر كه حمله اعراب به اسرائيل و نپذيرفتن طرح تقسيم توسط آنان نتيجه خصومت غير عقلائى نبوده بلكه دفاع مشروع از حقوق ثابتى است كه قوانين بين المللى و ارزشهاى اخلاقى آنان را تصويب و تاييد نموده، دروغ است.
در اين چارچوب برخى ديگر از حيلههاى بلاغى صهيونيستى را نيز مىتوان دريافت. پافشارى بر «مذاكرات رو در رو» به عنوان تنها چاره سودمند در نزاع اعراب و اسرائيل عبارت از اصرار بر اقداماتى است كه مرجعيت اخلاقى يا تاريخى ندارد. گويا نزاع و ستيز امر نامفهوم و بىريشه و اصل مىباشد و گويا اصلًا نابرابرى و ظلم ناشى از تهاجم وجود ندارد! ٣. غلبه عنصر مكان بر زمان:
تلاش براى چيره ساختن عنصر مكان بر زمان با رويكرد پيشين يعنى انكار ريشههاى تاريخى پديدهها مرتبط مىباشد. از اين رو فلسطين به «سرزمين» و يا حتى «ارتس يسرائيل»،] erts israel [و «سرزمين اعراب»، «منطقه» نامگذارى مىشود. اسرائيل از «مرزهاى امن