گفتمان صهيونيستى - حسینی، سید مرتضی - الصفحة ٦٠
ابرى متراكم از استراتژىها و حيلههاى بلاغى گوناگون بر آن سايه افكنده، خود را مطرح سازد. اين راهبردها و حيلههاى بلاغى را مطالعه خواهيم نمود تا بتوانيم به رمزگشايى از گفتمان صهيونيستى بپردازيم.
١. پنهان كردن مبناى اصطلاحات و مفاهيم نهفته در پس آنها:
حيله اصلى در گفتمان نيرنگآميز صهيونيسم، تلاش براى پنهانسازى مرجع نهايى و مفاهيم نهفته در اصطلاحات است. هنگامى كه صهيونيستها از «صلح» يا «حكومت خودگردان» سخن مىگويند، مرجع اين اصطلاحات را به طور كامل پنهان مىكنند، بدين ترتيب مشخص نمىشود كه آيا مرجع اين صلح مصوبات سازمان ملل است يا مفهوم اسرائيلى صلح؟ آيا تشكيلات خودگردان فلسطينى به معناى حق تعيين سرنوشت نيز هست يا آنكه تنها به معناى برپايى حكومتى تسليم در برابر خطدهىهاى رژيم صهيونيستى است؟
٢. تلاش براى ناديده گرفتن يا تحريف ريشههاى تاريخى اصطلاحات:
از حيلههاى اصلى در گفتمان صهيونيستى، تلاش براى جدا كردن پديدهها و اصطلاحات از ريشههاى تاريخى، اجتماعى و فرهنگى آنها است به گونهاى كه گويا واقعيت، تنها اقدامات، فرآيند و رويدادهايى است كه تاريخ روشن و سياق تاريخى مشخص ندارند! در نتيجه از علت شناخته شده يا رويكرد معينى برخوردار نيستند. در اينجا علت با نتيجه ارتباطى ندارد و نتيجه با سبك تاريخىاش بى ارتباط است و امر شناخته شده در قالب يك الگو قرار نمىگيرد. در نتيجه ممكن است امرى حاشيهاى به اصلى و اصلى به حاشيهاى تبديل شود و مىتوان هر معنايى را بر هر واقعهاى تحميل كرد و آن را درون هر الگويى قرار داد (به طور معمول الگوى تكرارپذير يهودى). پس به عنوان مثال ستيز اعراب و اسرائيل ميوه پيمان خاموش ميان تمدن غرب و جنبش صهيونيسم نيست، امرى كه حكومتهاى امپرياليستى به اقتضاى خويش اقدام به كاشت يك مجموعه بشرى غريب در وسط جهان اسلام و عرب نمود و اين مجموعه به حكومتى كاركردى تبديل شد كه انزواى خود را حفظ مىكند و ساكنان اصلى و همسايگان آنها را به نفع اين حامى امپرياليست مورد حمله قراردهد. يعنى اينكه اين ستيزى است كه علتهاى تاريخى آشكارى دارد و در يك الگوى آشكار يعنى الگوى استعمارِ اشغالگرِ شهرك نشين قرار مىگيرد.