گفتمان صهيونيستى - حسینی، سید مرتضی - الصفحة ٥٥
٣. عادى سازى اصطلاحات: «١» گفتمان سياسى عربى تلاش كرد تا با ويژگيهاى انحصارى و كلى پديده صهيونيسم، تعامل داشته باشد. اين پديده براى ملت عرب- چه در فلسطين و اعراب خارج از فلسطين- كاملًا تازگى داشت به اين معنا كه يك گروه انسانى در زير بيرق استعمار انگليس بيايد و به تدريج سرزمين اعراب را يا با زور نظامى يا با خريد اراضى (به طور مستقيم از مالكان بزرگ و يا به طور غير مستقيم توسط دلالها) اشغال كند. سپس اين گروه مهاجم انسانى در يك شب به حكومتى تبديل شود كه بر بخش بزرگى از فلسطين سيطره يابد؛ آنگاه ساكنان اصلى را اخراج كند و در تمامى مورد حمايت همه جانبه جهان غرب گردد.
با آنكه تجربه شهرك نشينى صهيونيستى در بيشتر ابعادش پديدهاى منحصر به فرد مىباشد، در برخى ابعاد نيز با ديگر پديدهها مشترك است. اين پديده بخشى از حمله استعمار است كه در برخى كشورهاى عربى شكل استعمار نظامى مستقيم به خود گرفت. لذا شاهد تجربه مصر، سودان، عراق و يمن از استعمار انگليس و تجربه سوريه، لبنان، مراكش و تونس از استعمار فرانسه و تجربه ليبى و سومالى از استعمار ايتاليا مىباشيم. همچنين اين تهاجم استعمارى، شكل استعمار شهرك نشين فرانسوى در الجزاير را به خود گرفت و استعمار انگليس شكل استعمار اشغالگر شهركنشين در جنوب سودان را به خود مىگيرد. در آنجا سودانيهاى (ترانسفر) مسلمان را منتقل نمودند و جنوب سودان از اعراب خالى كردند. (به زبان آلمانى: Arabrein)
در تلاش گفتمان عربى براى تشريح ويژگيهاى فردى و عمومىِ تهاجم صهيونيستى، اولين اصطلاحى كه به كار رفت «اسرئيل المزعومة» «٢» بود اين اصطلاح توان اندك تحليلى را ندارد و تنها نشانگر عدم تأييد اعراب از آن چيزى است كه رخ داده؛ اصطلاحات مشابهى چون «شذاذ الآفاق» «٣» نيز پيدا شد. اين اصطلاح در فلسطين به كار بردهشد تا به تلاش شهركنشينان صهيونيست براى بسيار ناچيز نشان دادن پديده حمله صهيونيستى، اشاره داشته باشد. اين